چيزهايى را مىبينند كه ديگران با چشم سر آنها را نمىبينند . « 1 » سدير از امام باقر عليه السّلام درباره آيهى
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ
« 2 »
پرسيد كه چرا يعقوب پس از بيست سال از فراق يوسف ، باز هم از فرزندانش خواست كه به جستجوى يوسف و برادرش بنيامين بروند آيا يعقوب بازهم مىپنداشت كه يوسف زنده است ؟ امام عليه السّلام فرمودند : آرى ، يعقوب مىدانست كه يوسف زنده است ؛ زيرا او هنگامه سحر با خداوند مناجات مىكرد كه فرشته مرگ با چهرهاى زيبا و بويى خوش نزد او آمد و گفت : من فرشته مرگم هرخواستهاى دارى بگو . يعقوب گفت : سوگند مىدهم كه بگويى يوسف را نيز قبض روح نمودهاى ؟ عزرائيل گفت : نه ، يوسف زنده است در اين هنگام بود كه يعقوب به فرزندانش گفت :
وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسَى الْكِتابَ وَ قَفَّيْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ آتَيْنا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّناتِ وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَ فَكُلَّما جاءَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى أَنْفُسُكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَرِيقاً كَذَّبْتُمْ وَ فَرِيقاً تَقْتُلُونَ
برويد و از يوسف و برادرش جستجو كنيد و از رحمت خدا نااميد نباشيد .
پس از چندى عزيز مصر نامهاى چنين سوى يعقوب فرستاد : اين يوسف فرزند توست كه او را به مبلغى ناچيز خريدم و بنده خويش ساختم و فرزند ديگرت بنيامين نيز كه اموالم را در بارهايش يافتم و اينك نزد من است . يعقوب با خواندن نامه ، نامهاى نوشت و به فرستاده عزيز مصر داد . متن نامه چنين بود :
بنام خداوند بخشنده مهربان از يعقوب اسرائيل اللّه ، فرزند اسحاق بن ابراهيم ؛ اما بعد ؛ نامهات را خواندم و دريافتم كه فرزندانم نزد تو بنده و غلاماند . بدان كه مصيبت پيوسته دامنگير فرزندان آدم است . بدن ابراهيم توسط نمرود به
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 2 ص 343 .
( 2 ) . سوره يوسف / 87 .