نزديكى يهودا رفت تا انار را بردارد دستش با دستان يهودا تماس پيدا كرد و خشم يهودا فرو نشست و اين بدان سبب بود كه آن كودك با يوسف تماس پيدا كرده بود . اين واقعه سهبار روى داد « 1 » .
برادران يوسف به كنعان رفتند و ماجرا را با يعقوب در ميان گذاشتند ولى يعقوب به آنان گفت :
وَ تَوَلَّى عَنْهُمْ وَ قالَ يا أَسَفى عَلى يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ .
« 2 »
بلكه نفس شما كارى را براى شما بياراسته پس بههرحال مرا شكيبايى اى نيكوست ، اميد است كه خداوند همه آنها را به من رساند كه اوست داناى حكيم ،
از امام صادق عليه السّلام پرسيدند كه اندوه يعقوب چقدر بود ؟ آن حضرت فرمودند : بسان هفتاد مادرى كه در غم از دست دادن فرزندشان بيتابى نمايند .
چون يعقوب ااسترجاع را بلد نبود مىگفت « 3 » .
نگارنده گويد در روايات آمده است كه كلمه استرجاع فقط به امت حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله عطا شده است و يعقوب نيز كلمه استرجاع را بلد نبود كه كلمهى را بر زبان مىآورد و هرمصيبتزدهاى كلمه استرجاع را گويد خداوند در بهشت به او خانهاى خواهد داد . برخى گفتهاند كه يعقوب در فراق يوسف چنان گريست كه چشمش سپيد شد ولى برخى ديگر اين نظر را رد كرده و گفتند كه نقص در پيامبران مورد قبول نيست . برخى نيز سپيدى چشم يعقوب را بيمارى طبيعى دانستهاند ؛ چرا كه چشمان يعقوب كمسو شده بود و آنقدر گريسته بود كه پردهاى از اشك در برابر چشمانش پديد آمده بود و اشكهاى سوزان ديدگانش را سپيد كرده بود . گروهى نيز مىگويند كه نيازى دست آويختن به تأويلها و تفسيرها نيست ؛ زيرا پيامبران با چشم دل
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ج 1 ص 349 .
( 2 ) . سوره يوسف / 84 .
( 3 ) . تفسير قمى ج 1 ص 350 .