فصل سوم : مشاهدهء ملكوت آسمانها و زمين درخواست ابراهيم براى زندهكردن مردگان ويژگىهاى ابراهيم پايان عمر آن حضرت
خداوند مىفرمايد :
« وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى قالَ أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي قالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً وَ اعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ
« 1 » ؛ و آنگاه كه ابراهيم گفت : پروردگارا ، به من بنماى كه چگونه مردگان را زنده مىكنى ؟ گفت : مگر باور ندارى ! گفت : چرا ، و ليكن ( مىخواهم ) دلم آرام گيرد . گفت : چهار پرنده بگير و آنها را نزد خود جمع و پارهپاره كن سپس بر هركوه پارهاى از آنها را بنه ؛ آنگاه آنها را بخوان تا شتابان به سوى تو آيند ؛ و بدانكه خدا تواناى بىهمتا و داناى استوار است » .
در كتاب احتجاج آمده است : امام عسگرى عليه السّلام روايت نمودهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودهاند :
هامش
( 1 ) . سوره بقره / 260 .