تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
است » . ( اشكالى كه پيش مىآيد اين است كه در حقيقت بت بزرگ اين كار را نكرده بود و ابراهيم كه داراى مقام عصمت است . چرا به نمرود دروغ گفت ) . در اين‌باره چند پاسخ گفته شده است : پاسخ اول : « علم الهدى » كه قبرش پرنور باد فرموده‌اند : اينكه ابراهيم فرمود بت‌ها را بت بزرگ شكسته است دروغ نبود ؛ زيرا سخن خود را مشروط به جملهء بعدى نموده است كه « ان كانوا ينطقون » يعنى اگر بت‌ها بتوانند سخن بگويند - و هرگز نمىتوانند سخن بگويند - خواهند گفت كه بت بزرگ آنها را شكسته است . ابراهيم مىخواست بت‌پرستان را توبيخ و سرزنش كند و وقتى اثبات كرد كه بت‌ها نمىتوانند سخن گويند در نتيجه اثبات مىشود كه بت‌ها كارى هم نمىتوانند انجام دهند و وقتى عدم توانايى سخن گفتن و كار كردن بت‌ها ثابت شد در نتيجه ثابت مىشود كه نبايد بت‌ها را پرستيد و هر كه بت‌ها را بپرستد گمراه و گمراه‌كننده است . پس در نتيجه ابراهيم دروغى را بر زبان نياورده است . و اما اينكه ابراهيم به نمرود و اطرافيانش گفت : « فاسئلوهم ؛ از بت‌ها بپرسيد » . گويند كه ابراهيم آنان را امر كرد كه از بت‌ها بپرسند به شرطى كه بت‌ها بتوانند سخن گويند هرچند بت‌ها هرگز نمىتوانند صحبت كنند . در گفتگوهاى روزمره نيز گاهى عملى را به زيد نسبت مىدهيم ولى در حقيقت مىخواهيم خود آن كار را بيان كنيم و انجام يا عدم انجام آن كار به زيد منسوب نخواهد بود . و فقط مقصود ما اين است كه عمل‌كننده به اشتباه خود پى ببرد . پاسخ دوم : در حقيقت ابراهيم نمىخواست بگويد كه بت بزرگ بت‌هاى ديگر را شكسته است . بلكه او مىخواست كار خويش را به ديگرى تعميم دهد . همانگونه كه انسان نوشته‌اى را با خط خوش بنويسد و آن را به دوستش دهد و براى تعارف ، به آن دوست كه خط زيبايى ندارد بگويد : خط شما از خط من زيباتر است . اين جمله دليل بر خط خوش آن دوست نمىگردد .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 207 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده