تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
همانگونه كه خداوند در قرآن بيان فرموده است :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ ؛
و بدينسان ملكوت آسمان‌ها و زمين را به ابراهيم نشان مىداديم تا اينكه از اهل يقين باشد » . هنگامى كه ابراهيم در ملكوت آسمان سير مىكرد خداوند ديدگان او را بر هرنهان و آشكارى گشود ، آنگونه كه بندگان را در حال انجام گناه مىديد . ابراهيم گناهكارانى را كه مىديد نفرين مىكرد و آنان همان دم به هلاكت مىرسيدند . خداوند به ابراهيم فرمود : اى پيامبر من ، بندگان مرا نفرين نكن كه من خدايى مهربان و درگذرنده‌ام . گناهان بندگانم زيانى بر من نمىزند همانگونه كه فرمانبردارى آنان سودى براى من ندارد و من همانند تو براى فروكش‌كردن خشمم ، بندگانم را نفرين نمىكنم . من براى ادارهء جهان شريكى همچون تو را نمىنخواهم ؛ چرا كه من بندگانم را سه گونه اداره مىكنم : نخست آنكه آنها از گناهان خود توبه خواهند كرد و من نيز آنان را خواهم بخشيد و عيب‌هاى آنان را خواهم پوشاند . دوم آنكه از بندگان گناهكار خويش درخواهم گذشت ؛ چرا كه در نسل آنان فرزندان با ايمان و پرهيزگارى نهفته است و به خاطر آن فرزندان باايمان ، حتى بر پدران و مادران كفرپيشه آنان نيز رحمت خواهم آورد . حالت سوم آن است كه اگر بنده‌اى از گناهش توبه نكند و در نسل او نيز فرزند صالحى نباشد عذابى دردناك‌تر از آنچه تو بر بندگانم خواسته‌اى بر آنان فرود مىآورم . پس اى ابراهيم ، من و بندگانم را به خود واگذار كه من پروردگارى هستم كه با حكمت ، بندگانم را اداره مىكنم و قضا و قدر خويش را براى آنان جارى مىگردانم . پس آنگاه ابراهيم مردارى را ديد كه در كنار ساحل افتاده است و نيمى از بدنش در آب و نيمه ديگر در خشكى است . گاه حيوانات دريايى نيمى از آن مردار را كه در آب بود مىخوردند و