تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
حيوانات ديگر نيمى از مردار را كه در خشكى بود مىخوردند ولى ديرى نمىگذشت كه خود آن حيوانات به چنگ حيوانات ديگر صيد مىشدند و از ميان مىرفتند . ابراهيم با ديدن اين صحنه به خداوند عرض كرد : پروردگارا ، به من نشان بده كه چگونه مردگان را ( در روز رستاخيز ) زنده خواهى كرد ؟ خداوند به ابراهيم فرمود :
« أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي » .
خداوند به ابراهيم فرمان داد كه چهار پرنده را تكه‌تكه كند و آنها را با يكديگر درهم آميزد همانگونه كه حيوانات ديگر نيز مردار همديگر را مىخورند و با اين حال خداوند بدن به‌هم مخلوط شدهء آنان را از يكديگر جدا كرده و زنده خواهد كرد . « ثمّ ادعهنّ يأتينك سعيا » « 1 » . نگارنده گويد : ظاهر روايات نشان از آن دارد كه ابراهيم ملكوت آسمان و زمين را با چشم ظاهرىاش ديده است ولى برخى از روايات اشاره به آن دارد كه ابراهيم در حالتى قلبى و روحانى ملكوت آسمان‌ها و زمين را مشاهده نموده است . در كتاب علل الشرايع آمده است : محمد بن عبد اللّه بن طيفور دربارهء آيهء
« رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى »
مىگويد : خداوند به ابراهيم فرمان داد كه به ديدار يكى از بندگانش برود . ابراهيم به ديدار آن شخص رفت و او به ابراهيم گفت : شنيده‌ام كه خداوند بنده‌اى به نام ابراهيم دارد كه او را خليل خويش گردانده است . ابراهيم از آن مرد پرسيد : آيا مىدانى كه نشانهء آن بنده چيست ؟ او گفت : نشانه‌اش آن است كه مردگان را زنده مىكند . ابراهيم با شنيدن اين مطلب از خداوند خواست كه بتواند مردگان را زنده گرداند . خداوند به او وحى نمود :
« أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي » .
ابراهيم به خدا عرضه داشت كه من تنها مىخواهم اطمينان حاصل كنم كه
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ج 2 ص 310 .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 211 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده