تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
فَاسْتَغاثَهُ الَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ .
« 1 » « 2 » شيعه نامى است كه پيروان اهل بيت را به آن نامند و رافضه در حقيقت همان مخالفان شيعه هستند به ناروا اين نام را بر شيعه اطلاق مىكنند . در روايات آمده است كه شيعه نامى است كه مؤمنان قوم موسى بر خويشتن نهاده بودند تا اين گونه فرعون و پيروانش را از خود دور سازند و خداوند اين نام را براى ياران امير مؤمنان على عليه السّلام ذخيره ساخت . در تفسير قمى آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : آزر پدر ابراهيم بود ؛ او يكى از منجّمان دربار نمرود بود . روزى آزر به نمرود گفت : من براساس حالت‌هاى فلكى ستارگان دريافته‌ام كه به زودى شخصى به دنيا مىآيد و آيين تو را از ميان مىبرد . او در همين سرزمين به دنيا خواهد آمد ولى تا هنگام به دنيا آمدنش اندكى زمان باقى است . نمرود دستور داد تا زنان و مردان از يكديگر جدا گردند ؛ از سويى مادر ابراهيم روزهاى پايانى باردارىاش را سپرى مىكرد و بنا بر رسوم روزگار خويش به غارى رفته بود تا فرزندش را در آنجا به دنيا آورد . او ابراهيم را به دنيا آورد و در پارچه‌اى پيچيد و در غار گذاشت . آنگاه در ورودى غار را با سنگى پوشاند . خداوند از سر انگشتان ابراهيم شير فراوانى را جارى ساخت تا ابراهيم از آن بخورد . مادر ابراهيم گاه‌گاهى به غار مىرفت و فرزندش را مىديد . از سويى نمرود دستور داده بود و هرپسرى به دنيا امد بىدرنگ او را بكشند . ابراهيم چنان رشد مىكرد كه هرروز به اندازهء يك ماه ديگر كودكان بزرگ مىشد و تا سيزده سالگى در غار زندگى كرد . روزى ابراهيم از مادرش خواست تا او را به بيرون از غار ببرد ، اما مادرش
هامش
( 1 ) . سوره قصص / 15 . ( 2 ) . تفسير قمى ج 2 ص 223 .
ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 189 | صادق حسن زاده / السيد نعمة الله الجزائري / حسين حسن زاده