مأموران نمرود در امان ماند ؟ اگر نمرود از وجود ابراهيم آگاه گردد بىگمان از جايگاه بلند ما در نزد نمرود خواهد كاست .
در آن روزگار آزر وزير و خزانهدار نمرود بود و او بود كه بتهاى دربار و مردم را فراهم مىكرد . او بتهاى تراشيده شده را به فرزندانش مىداد تا آنها را بفروشند . آزر در چهرهء ابراهيم مىنگريست و مهرش در دل او مىنشست و همسرش به او قول داده بود كه اگر نمرود از وجود ابراهيم آگاه شود خودش پاسخ نمرود را بدهد و بر درستى كارش دليل آورد .
در روايات آمده است كه هرگاه آزر بتى را به دست ابراهيم مىسپرد تا آن را بفروشد او آن بت را با طنابى مىبست و بر روى زمين مىكشيد و گاهى نيز بتها را درون آب غرق مىكرد و گاهى نيز بتها را به قعر چاه پرتاب مىكرد و به بتها مىگفت : اگر زندهايد با من سخن گوييد . آزر بارها ابراهيم را از اين كار بازداشت ولى سخنانش سودى نبخشيد و سرانجام او را زندانى كرد .
ابراهيم پيوسته با مردم درباره بتها مجادله مىكرد و مىگفت :
« وَ حاجَّهُ قَوْمُهُ قالَ أَ تُحاجُّونِّي فِي اللَّهِ وَ قَدْ هَدانِ وَ لا أَخافُ ما تُشْرِكُونَ بِهِ إِلَّا أَنْ يَشاءَ رَبِّي شَيْئاً وَسِعَ رَبِّي كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً أَ فَلا تَتَذَكَّرُونَ
« 1 » .
آيا با من دربارهء خدا ستيزه مىكنيد در حالى كه او مرا هدايت نموده است » . « 2 »
امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : ابراهيم خليل در روز نخست ذىحجه به دنيا آمد . « 3 »
مشهور است كه روزى نمرود و همراهانش براى برپايى جشنى به بيرون از شهر رفتند و ابراهيم علاقهاى نداشت كه با آنان برود و آنان او را به نگهبانى از بتها گماردند . هنگامى كه همگان رفتند ابراهيم غذايى را براى بتها آماده كرد
هامش
( 1 ) . سوره انعام / 80 .
( 2 ) . تفسير قمى ج 1 ص 206 .
( 3 ) . بحار الانوار ج 12 ص 31 .