كه هيچ زخم و نقص عضوى در درون يا بيرون بدن پديد نيايد . اين كار از توان بشر خارج است .
نمرود در پاسخ ابراهيم گفت : « أنا احيى » و مقصودش اين بود كه من با آزادكردن زندانى او را حياتى دوباره مىبخشم و مقصود نمرود از جملهء « و اميت » آن بود كه من هركه را بخواهم مىكشم .
اين گونه استدلالهاى نمرود نشان از نادانى اوست ؛ زيرا هرگز قدرت مورد ادعاى او با قدرت خداوند قابل قياس و برابر نيست .
سخن ديگر آنكه چرا نمرود خود پيشنهاد نكرد كه خورشيد از مغرب طلوع كند ؟ زيرا او مىدانست كه اين پيشنهاد دستآويزى براى ابراهيم مىگشت تا سخنش را به اثبات رساند ؛
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ قالَ إِبْراهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِها مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ .
« 1 »
ابن عباس گويد : خداوند پشهاى را بر نمرود مسلط نمود . آن پشه نخست لبهاى نمرود را گزيد و پس آنگاه از سوراخ بينىاش به مغز راه يافت و او را چهل شبانهروز گرفتار نمود و سرانجام به هلاكت رساند . « 2 »
در تفسير على بن ابراهيم آمده است كه امام باقر عليه السّلام فرمود : نام شيعه بر شما پيروان اهل بيت خجسته باد ؛ چرا كه در قرآن آمده است :
« وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ
« 3 » ؛ و همانا از پيروان او ، ابراهيم بود . »
در داستان موسى نيز قرآن چنين مىفرمايد :
« وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها فَوَجَدَ فِيها رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلانِ هذا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هذا مِنْ عَدُوِّهِ
هامش
( 1 ) . سوره بقره / 258 .
( 2 ) . مجمع البيان ج 1 ص 635 .
( 3 ) . نور صافات / 83 .