تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
و در برابر بت‌ها گذاشت . آنگاه به يكايك بت‌ها گفت : از اين غذا بخوريد و با من سخن گوييد . ابراهيم پاسخى از بت‌ها نشنيد و با تبر دست و پاى بت‌ها را قطع كرد و در پايان تبر را بر گردن بت بزرگ آويزان كرد . هنگامى كه نمرود و همراهانش به شهر آمدند با بت‌هاى شكسته روبرو شدند و گفتند :
« مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا إِنَّهُ لَمِنَ الظَّالِمِينَ » ؛
« 1 » چه كسانى با خدايان ما اين كار را كرده است . بىگمان او از ستمكاران است » . نمرود به وسيلهء مأمورانش از وجود ابراهيم آگاه شد و آزر را به دربار فرا خواند و به او گفت : تو به ما خيانت ورزيدى ؛ اينك براى خيانت خود چه پاسخى دارى ؟ آزر پاسخ گفت : من از وجود ابراهيم آگاه نبودم و همسرم بايد پاسخ‌گو باشد . پس مادر ابراهيم در دربار حاضر شد و زيركانه در پاسخ نمرود گفت : من براى مصلحت مملكت ، ابراهيم را پنهان كردم ؛ زيرا اگر همه مردان سرزمين تو از ميان بروند ديرى نمىپايد كه نسل انسان‌ها منقرض مىشود و من خواستم يكى از مشكلات شما را حل كنم . پاسخ او باعث شد كه نمرود از كشتن نوزادان پسر چشم پوشد . آنگاه نمرود به ابراهيم گفت : چه كسى اين كار را با خدايان ما كرده است ؟ » ابراهيم گفت :
« بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ؛
« 2 » بلكه اين كار را بت بزرگشان كرده است ؛ اگر سخن مىگويند از آنها بپرسيد » . امام صادق عليه السّلام دربارهء اين آيه مىفرمايد : در حقيقت بت بزرگ ، بت‌ها را نشكسته بود ولى ابراهيم نيز دروغ نگفته بود ، زيرا بت بزرگ در صورتى متهم به شكستن بت‌ها بود كه بتواند سخن گويد . نمرود با اطرافيانش به مشورت پرداخت كه چگونه ابراهيم را مجازات كند . سرانجام بر آن شدند تا ابراهيم را
هامش
( 1 ) . سوره انبياء / 59 . ( 2 ) . سوره انبياء / 63 .