و لباسش را كنار زد و عورتش نمايان شد .
حام و يافث به اين بهانه ، به مسخره كردن پدر پرداختند . سام آن دو برادرش را از آزردن و مسخرهكردن نوح بازداشت . اين اتفاق چندبار ديگر نيز روى داد و هنگامى كه نوح بيدار شد و ماجرا را فهميد حام و يافث را كه به تمسخر پدر پرداخته بودند نفرين كرد و از خدا خواست تا نسل حام سياهپوست گردند و فرزندان يافث تغيير جنسيت دهند .
به اين سبب همهء سياهپوستان فرزندان حام هستند و همهء مغول و اسلاوها و قوم يأجوج و مأجوج يا همان اهل قفقاز و چين از نسل يافث هستند ؛ همانطور كه همهء سفيدپوستان از نسل سام هستند . نوح دربارهء فرزند نيكوكارش سام نيز دعا كرد و از خدا خواست تا فرزندان حام و يافث تا فرارسيدن روز رستاخيز فرمانبردار فرزندان سام باشند ؛ زيرا سام بسيار فرمانبردار و خوشرفتار بود و حام و يافث گستاخ و نافرمان بودند . « 1 »
طبرسى رحمه اللّه در « مجمع البيان » مىفرمايد كه ابن بابويه دربارهء اين روايت فرموده است : براساس اين روايت يافث نيز همچون حام پدرش را مسخره نموده است ولى به نظر من اين سخن جاى شگفتى دارد ؛ زيرا همهء روايات بىادبى را تنها به حام نسبت دادهاند و سام و يافث را دو برادرى ذكر كردهاند كه در گوشهاى ، خلوت گزيده بودند و پس از ديدن بىادبى حام به سوى نوح رفتند و پارچهاى بر روى او افكندند و هنگامى كه نوح از خواب بيدار شد خداوند ماجرا را بر او وحى فرمود و نوح نيز حام را نفرين كرد و براى سام و يافث دعاى خير نمود . « 2 »
راوندى با سلسله سندى از ابن عباس روايت نموده است كه ابليس نزد نوح آمد و گفت : تو بر گردن من حقى دارى ؛ به آن سبب كه قومت را نفرين كرده اى و همه را هلاك ساختهاى ؛ اينك تو را به چند ويژگى سفارش مىكنم : از خودبزرگبينى و خودخواهى كناره گير ، از زيادهخواهى و طمع دورى گزين
هامش
( 1 ) . علل الشرايع ج 1 ص 45 و ص 46 .
( 2 ) . مجمع البيان ج 2 ص 671 .