تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
فلسفهء نخستين و فلسفه الهى ناميده مىشود و شناخت خداوند جزئى از اين حكمت مىباشد . گاهى بر اين تقسيم بندى قسم چهارمى افزوده مىشود و آن حكمتى است كه از ملحفات هستى از آن جهت كه هستى است بحث مىكند . مانند : وحدت ، كثرت ، كليّت ، جزئيّت ، عليّت و معلوليّت ، كمال و نقص و جز آنها و ما حكمت چهارم را در ضمن فلسفهء نخستين آورده‌ايم و اگر بخواهيم آن را جداگانه بياوريم در قسم سوّم ( حكمت سوّم ) مىآوريم . و مىگوييم حكمت : يا حكمتى است كه تعلق مىگيرد به چيزى كه هستى آن ذاتا از آميزهء دگرگونى بى نياز است و آن فلسفهء الهى مىباشد . و يا حكمتى است كه به چيزى تعلق مىگيرد كه هستى آن از آميزهء دگرگونى بى نياز است ولى گاهى بالعرض آميختهء به دگرگونى مىشود بى آن كه ذاتش در تحقّق وجودى نياز به دگرگونى داشته باشد و آن حكمت كلَّى است . امّا اقسام حكمت عملى به شرح زير مىباشد : حكمت اخلاقى ، حكمت مربوط به منزل ، حكمت مربوط به امور سياسى . سرّ اين تقسيم بندى اين است كه : هر خردمندى ناگزير بايد در كارش غرضى داشته باشد ، اين غرض يا ذاتا ويژهء خود اوست و آن علم اخلاق است يا ويژهء او و افراد مخصوص به او و خاندانش مىباشد اين علم ادارهء منزل است يا بازگشت به انسان با تودهء مردم دارد و آن علم سياست مىباشد . گاهى قسم چهارمى به اين اقسام ياد شده افزوده مىشود و آن غرض انسان نسبت به شهر خود مىباشد و اين ، حكمت شهرى ناميده مىشود كه آموختن ادارهء شهر و چگونه نگاه داشتن و رعايت مصالح شهر است و اين دانشى است كه انسان ناگزير بدان محتاج است چون آدمى از نظر سرشت شهرنشين و اجتماعى مىباشد . و تا چگونگى ساختن شهر و نظم دادن به اهل شهر را بر حسب اختلاف درجاتى كه دارند نداند ، غرض او كاملا به دست نمىآيد . بنا بر اين كه همان تقسيم بندى اول باشد ، اين قسم چهارم جزئى از حكمت سياسى مىباشد . امّا فايدهء حكمت اخلاقى اين است كه آدمى فضيلتها و چگونگى تقسيم بندى آنها را بداند تا نفس خويش را با آن پاك گرداند و پستيها و چگونگى ترتيب آنها را بداند تا خويشتن را از آنها پاك سازد . فايدهء حكمت منزل اين است كه شركتى را كه سزاوار است ميان اهل خانه برقرار باشد بداند از آنهايى كه منزل بستگى به وجود آنها دارد و منزل به آن تمام مىشود آگاه باشد تا مصالح مربوط به منزل را با آگاهى منظَّم كند .
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 57 | ابن ميثم البحراني / صاحبي / مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)