امّا اصول فضيلتهاى اخلاقى
( 1 ) دانشمندان اتّفاق نظر دارند كه فضايل اخلاقى سه چيز است : حكمت ، پاكدامنى و دلاورى . توضيح مطلب اين است كه دانستى براى آدمى نيرويى عقلانى است ، و نيرويى است كه به وسيلهء آن خشمناك مىشود و به كارهاى خطرناك و مسلط شدن بر ديگران و برترى جويى ، و ظاهر شدن كرامتها ، اقدام مىكند و نيرويى دارد كه به وسيله آن شهوت در او ايجاد مىشود و غذا مىطلبد و براى رسيدن به لذّتهاى جسمانى و حسّى ستيز مىكند ، و ضديّت اين نيروها بر تو معلوم شد از اين جهت كه بعضى از آنها چون نيرومند شود به ديگرى زيان مىرساند و بسا مىشود كه يكى از آنها كار ديگرى را تباه كند . گاهى بر حسب مزاج و عادت و ادب كردن يكى از آن نيروها نيرومند و ديگرى ناتوان مىشود . پس نيروى عقلانى نسبت به بدن مانند پادشاه نسبت به شهر است و به همان لحاظ اين قوّه ملكيه ناميده شده است و ابزارى كه در بدن دارد و آن را به كار مىگيرد دماغ است ، و نيروى شهوانى نيروى حيوانى ناميده مىشود و ابزارى كه در بدن دارد و آن را به كار مىگيرد ، كبد مىباشد و نيروى خشم ، نيروى درندگى ناميده مىشود و ابزارى كه در بدن دارد قلب مىباشد . هر گاه مطالب ياد شده را شناختى بايد بدانى كه فراهم آمدن فضايل اخلاقى ياد شده بر حسب فراهم شدن اين نيروهاست و همين حكم در مورد ضدّ فضايل كه اخلاق پست مىباشد جريان دارد . امّا حكمت اخلاقى از فضايل نيروى عقلانى است به اين دليل كه حكمت اخلاقى ملكه اى است كه براى نفس از معتدل بودن حركتش حاصل مىشود . بطورى كه از اشتياقش به شناختهاى صحيح كارهايى از آن صادر مىشود كه حدّ متوسّط ميان كارهاى زيركانه و احمقانه است . امّا پاك دامنى ، فضيلت نيروى حيوانى است و آن ملكه اى است كه از