معتدل بودن حركت اين قوّه بر حسب تصرّفات عقل عملى حاصل مىشود ، و به وسيلهء آن كارهايى كه حدّ وسط ميان كارهاى حمود ( 1 ) ( ستوده ) و گناه است انجام مىشود . امّا شجاعت ، از فضايل نيروى درندگى است و آن ملكه اى است كه از معتدل بودن اين نيروى درندگى بر حسب تصرّف عقل در آنچه برايش تقسيط و تقسيم مىكند حاصل مىشود كه به وسيلهء اين قوّه افعالى متوسّط ميان ترس و بى باكى سر مىزند . پس هر گاه يكى از اين سه فضيلت به ديگرى نسبت داده شود تا در آدمى به درجهء اعتدال برسد ، ملكهء چهارمى از آن پديد مىآيد كه به منزلهء تمامى فضايل اخلاقى مىباشد . و به وسيلهء آن افعالى كه حدّ وسط ميان ستم و ستم پذيرى است به وجود مىآيد . اين ملكه ، عدالت ناميده مىشود . بعضى از مردم چنين مىپندارند كه مقصود از حكمت در اينجا حكمت عملى است كه در مقابل حكمت نظرى قرار داده شده است و تباينى كه ميان آن دو موجود است دانستى و حدّ هر دو را تصوّر كردى . بايد بدانى كه هر يك از اين فضايل چهارگانه شامل چند نوع فضيلت است كه آنها را ياد مىكنيم .
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 60
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٠
عبارتند از : 1 - صفاى ذهن كه نيروى آمادگى براى نفس است تا رايها را به دست آورد .
2 - نيروى فهم است كه عبارت از حسن آمادگى مىباشد تا آنچه بر آن وارد مىشود از اشياى ديگر جدا كند و چگونگى لزوم آن از مبادى را زيركانه درك كند .
3 - نيروى تيزهوشى است كه عبارت از استوارى آن قوّه و زود جايگزين شدن نتايج در نفس مىباشد .
4 - يادآورى است و آن پايدار ماندن تصوّرات و احكامى است كه عقل و واهمه آنها را به چنگ مىآورد .
5 - نيروى تعقّل است و آن مطابق بودن كاوش نفس از اشياى مطلوب به اندازهء همان اشيا مىباشد .
6 - آسان فرا گرفتن است كه آن تيز فهمى مىباشد و به وسيلهء آن امور نظرى و فكرى ادراك مىشود .
هامش
( 1 ) در شرح نهج البلاغة فصل دوّم كه شارح فضايل نفسانى امير مؤمنان ( ع ) را شرح مىدهد بجاى حمود كلمهء جمود را به كار برده است .