تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
درجهء عقل كه مناسب با مثال متوسّط است عقل بالملكه ناميده مىشود و آن آمادگى حاصل شده پس از به دست آمدن معقولات اوليه است كه همان علوم نخستين مىباشد ، آن گاه براى درك معقولات ثانيه كه دانشهاى اكتسابى است آماده مىشود ، مثالى كه در آيهء نور با عقل بالملكه مطابقت دارد ، « زجاجه » است ، و جهت مناسبت اين است كه شيشه بلورين ذاتا شفّاف و قابليّت كامل براى نورانيّت دارد چنان كه نفس در آن درجه ( عقل بالملكه ) همان قابليّت را دارد ، و درجات مردم در اين قوّه و در به دست آوردن علوم اكتسابى گوناگون است . بعضى از مردم آن را با اشتياقى كه از نفس بر انگيخته مىشود به دست مىآورند و در جستن آن دانشها نفس را بر حركت فكرى سخت بر مىانگيزاند و اينان انديشمندانند . مثل فكر در آيهء نور شجره زيتونه است ، وجه مناسبت اين است كه شجره ذاتا آمادگى دارد كه پس از حركتى سخت نور را بپذيرد ، و همانطور كه شجرهء زيتونه داراى شعبه ها و شاخه هايى است نيروى مفكَّره هم داراى شعبه ها و فنونى مىباشد . بعضى از آنان بدون حركت يا با اشتياق يا بدون داشتن علاقه ، به آن نيرو دست مىيابند كه آنان صاحبان حدس و گمانند و نمونه اش در آيهء نور زيت است كه از زيتونه به بر افروخته شدن نزديكتر است درجات نوع حدس بسيار است و درجه برتر از آن درجات نيروى قدسيه اى است كه در آيهء نور « يكاد زيتها يضئ و لو لم تمسسه نار » مىباشد ، چون بالفعل مىشود آن را تعقل كرد اگر چه چيزى نباشد كه آن را از قوه به فعليّت در آورد . درجهء سوّم : آن درجه اى كه مناسب با مثال آخرى است عقل فعليّت يافته ناميده مىشود ، و آن عقلى است كه بعد از به دست آوردن معقولات هر وقت نفس بخواهد پس از به دست آوردن انديشه و حدس معقولات ثانيه را بالفعل حاضر نمايد ، نمونه براى اين استعداد در آيهء نور المصباح است چون مصباح ذاتا نور مىدهد بى آن كه نيازى به كسب نور داشته باشد و حضور بالفعل آن معقولات براى نفس عقل مستفاد ناميده مىشود كه در آيه « نور على نور » مىباشد ، چون نفس نور است و معقولاتى كه براى آن حاصل مىشود نورى ديگر مىباشد . امّا آتشى كه مصباح از آن بر افروخته مىشود عقل فعّال مىباشد چون نفوس آدمى و كمالاتش از آن استفاده مىشود . مطالب ياد شده درجات قوّه نظرى مىباشد . تنبيه : چون فكر و حدس را نام برديم ناگزيريم تفاوت ميان آن دو را بيان كنيم و با توضيح ماهيّت آن دو ، فرقشان معلوم مىشود . فكر حركتى است كه براى نفس به وسيلهء آلتى