« كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مردگان مپنداريد بلكه آنان زندگانند و در پيشگاه پروردگارشان روزى مىخورند » ( 1 ) . و امير مؤمنان ( ع ) در يكى از خطبه هايش فرمود : چون مرده در تابوت حمل شود روحش بالاى تابوت قرار مىگيرد و مىگويد : اى خاندان من و اى فرزندانم ، دنيا آن طور كه با من بازى كرد با شما بازى نكند ، صورت استدلال اين است كه بگوييم : با توجّه به آيه و حديث ياد شده ، هيچ انسان كشته شده و سخنگويى مرده نيست و هر بدن و نيرويى كه در او هست بالضرورة مرده است . از شكل دوّم قياس منطقى نتيجه مىدهد ، انسانيّت انسان بالضروره به بدن و نيروى موجود در آن نمىباشد ، و مقصود از جوهر مجرّد همين است ، دلايل عقلى و نقلى فراوانى بر اين منظور وجود دارد كه به خاطر رعايت اختصار آن را ترك كرديم . آن دلايل در كتابهاى مفصّل ذكر شده است . در استدلال بر وجود نفس براى فلك ، گفتهاند : بدون شك فلك حركت دورى دارد ، اين حركت يا طبيعى است يا اجبارى ، يا ارادى ، دو قسم اوّل باطل است پس حركتش اراى است ، علَّت اين كه گفتيم حركت فلك طبيعى نيست ، اين است كه هر وضعى و نقطه اى كه طبيعة حركت متوجّه آن شود طبعا حركت را از دست مىدهد ، پس آنچه طبعا مطلوب است طبعا از آن گريزان است و اين حرف خلف است . دليل اين كه گفتيم حركت فلك ، اجبارى نيست ، اين است كه قسر عملى است كه بر خلاف ميل باشد و چون ميلى نيست قسرى هم نيست . نتيجه آن كه در ميان همهء حركتها حركت ارادى براى فلك باقى مىماند پس فلك ميل و اراده به حركت دورانى دارد ، و هر فاعل ارادى بايد به كار خود آگاه باشد ، پس براى افلاك نيرويى است كه هم درك مىكند و هم انجام مىدهد ، و آن نيرو ، نفس است . فلاسفهء مشّا ( 2 ) ( پيروان ارسطو ) بر اين عقيدهاند كه نفس فلكى مادّى است . ابن سينا بر اين باور است كه علاوه بر نفسى كه براى
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٢
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) آيه 169 .
( 2 ) مشّائيان ، ياران معلَّم اوّل ( ارسطو ) مىباشند ، مناسبت اين نامگذارى آن است كه ارسطو در حال تدريس با شاگردان خود راه مىرفت و درس مىداد چون مشّاء صيغهء مبالغه از ريشهء مشى ( رفتن ) است و به معناى بسيار راه رونده مىباشد . لازم به نذكر است كه : فلاسفه پيشين مانند شهاب الدين سهروردى و ملَّا صدرا و محقّق خفرى و قطب الدين شيرازى و حكيم ملَّا هادى سبزوارى هر يك در مورد نفوس فلكى آرايى مطرح كردهاند طالبان به شرح منظومهء حكيم سبزوارى فريدهء هفتم صفحهء 333 - 319 مراجعه كنند . گر چه اين نظريات امروز خريدارى ندارد . م .