رسول خدا صلى الله عليه و آله خمس را ميان بنى عبدالمطلب و بنى عبديغوث قسمت مىكرد . سپس ابوبكر نيز كه دورهاى كوتاه حكومت كرد خمس را ميان آنان قسمت كرد . عمر نيز در دو سال [ از آغاز دوران خلافتش ] چنين كرد . اما در سالى كه وضع مسلمانان سخت شده بود در اين باره با على [ عليه السلام ] گفت و گو كرد و گفت : با ما در اين باره مدارا كنيد . او نيز در اين باره گذشت كرد . چون على [ عليه السلام ] به خانه رفت عباس كسى نزد او فرستاد كه آيا تو خمس را به او واگذاشتى ؟ گفت : آرى . گفت : اكنون ، به خداوند سوگند ، هيچ كس اين خمس را به شما باز پس نخواهد داد مگر آن كه دوباره پيامبرى بيايد و آن را به شما دهد . « 1 » 1057 - ابوبكر بن ابىشيبه براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن نمير ما را حديث كرد و گفت : هاشم بن بريد براى ما نقل كرد و گفت : حسين بن ميمون ، از عبداللَّه بن عبداللَّه ، از عبدالرحمان بن ابىليلى حديث كرد كه گفته است : از على [ عليه السلام ] شنيدم كه مىگويد : من ، عباس ، فاطمه دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله و زيد بن حارثه نزد آن حضرت گرد آمديم . عباس از آن حضرت درخواستى كرد و گفت : اى رسول خدا ، عمرى از من گذشته و استخوانهايم نرم شده است و از آن سوى خرجهايى بر شانهء من است . اگر صلاح بدانى ، بفرمايى فلان مقدار وسق طعام به من بدهند . راوى گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كرد . سپس فاطمه عليها السلام گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، من در نزد تو همان جايگاه دارم كه خود از آن آگاهى . اگر صلاح بدانى همان گونه كه دربارهء عمويت دستور فرمودى دربارهء من نيز دستورى بفرمايى . راوى گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله چنين كرد . آنگاه زيد بن حارثه گفت : اى رسول خدا ، تو پيشتر زمينى به من واگذاشته بودى تا با حاصل آن زندگى كنم . اما پس از چندى آن را از من ستاندى . اكنون اگر صلاح بدانى آن را به من باز گردان .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 568
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٥٦٨
هامش
( 1 ) . حديث به كلى بىاعتبار است ؛ سند مشتمل بر عيسى بن عبداللَّه بن محمد بن عمر بن على عليه السلام است كه بر زبان پدران و اجداد خود جعل حديث مىكرد . درباره او در ذيل شماره 1048 سخن گفته شد .