تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧

1054 - يزيد بن هارون براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن اسحاق ، از زهرى ، از سعيد ابن مُسَيّب ، از جبير بن مطعم حديث كرد كه گفته است : چون رسول خدا صلى الله عليه و آله سهم « ذى القربى » را [ از غنايم خيبر ] « 1 » ميان بنى هاشم و بنى مطّلب قسمت كرد من و عثمان بن عفان نزد او رفتيم و گفتيم : اى رسول خدا به واسطه آن جايگاهى كه خداوند به تو بخشيده و تو را از خاندان بنى هاشم برانگيخته است ، كسى منكر برترى اين خاندان نيست . آيا [ برادران ما ] « 2 » بنى المطلب را ديدى ؟ آنان را عطا دادى و ما را هيچ ندادى . در حالى كه ما و آنان در يك رتبه‌ايم . فرمود : « آنان نه در روزگار جاهليت از من جدا شدند و نه در روزگار اسلام ؛ و بنى هاشم و بنى مطلب يك چيزند » - و آنگاه انگشتان دو دست خويش را در هم فرود برد . ابوخالد نيز در هنگام نقل اين بخش ، دستان خود را به هم فرو برد . « 3 » 1055 - عثمان بن عمر براى ما نقل كرد و گفت : يونس ، از زهرى ، از سعيد بن مسيب حديث كرد كه گفته است : جبير بن مطعم برايم نقل خبر كرد و گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله بر خلاف آن كه از خمس به بنى هاشم و بنى مطلب سهم داد ، به بنى عبدشمس و بنى نوفل چيزى نداد . ابوبكر نيز خمس را همان گونه قسمت مىكرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله قسمت كرده بود [ با اين تفاوت كه بر خلاف رسول خدا صلى الله عليه و آله بر خويشاوندان پيامبر صلى الله عليه و آله سهم نمىداد . اما عمر به آنان سهم داد و پس از او عثمان نيز چنين كرد ] . « 4 » 1056 - عيسى بن عبداللَّه بن محمد بن عمر بن على [ عليه السلام ] براى ما نقل كرد و گفت : پدرم ، از پدرش ، از جدش ، از على بن ابىطالب [ عليه السلام ] حديث كرد كه گفته است :

هامش
( 1 ) . افزوده ، مستند به منابعى است كه اين حديث را نقل كرده‌اند .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . بخارى ( 3140 ، 3502 و 4229 ) ، ابوداوود ( 2978 و 2980 ) ، نسائى ( ج 7 ، صص 130 و 131 ) ، ابن ماجه ( 2881 ) ، طبرانى در معجم الكبير ( ج 2 ، صص 1450 ، 1577 و 1580 ) و ابويعلى ( 3482 ) اين حديث را نقل كرده‌اند .
( 4 ) . افزوده مستند به مسند احمد است . احمد ( ج 4 ، ص 83 ) اين حديث را نقل كرده و هيثمى در مجمع ( ج 5 ، ص 341 ) در اين باره گفته : در حديث صحيح بخشى از اين روايت آمده است . احمد اين حديث را روايت كرده و رجال او رجال صحيح هستند .