تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨

977 - غندر براى ما نقل كرد و گفت : عوف ، از يزيد فارسى - او از كاتبان مصحف بود - برايمان حديث كرد كه گفته است : در دوران ابن‌عباس رسول خدا صلى الله عليه و آله را در حالتى كه خفته بود ديدم . يزيد گويد : به ابن‌عباس گفتم : من رسول خدا صلى الله عليه و آله را در خواب ديدم . ابن‌عباس گفت : مىدانى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود : « شيطان نمىتواند خود را با من همانند كند و به شكل من درآيد ؛ پس هر كه مرا خفته بيند واقعاً خودم را ديده است » . آيا مىتوانى برايم همان مرد را كه ديدى وصف كنى ؟ گفتم : آرى . مردى ديدم كه اندامش ميانه بود ، رنگش گندمگون بود و به سفيدى تمايل داشت . خنده‌اى زيبا داشت ، چشمانش درشت و صورتش زيبا بود و ريشش از اينجا تا اينجا - عوف مىگويد : نمىدانم راوى در نقل اين قسمت چه اشاره‌اى نيز كرده است - را پر مىكرد ، چونان كه تقريباً به گودى زير گلويش نيز مىرسيد . ابن‌عباس گفت : اگر او را در بيدارى نيز ديده بودى نمىتوانستى بهتر از اين وصف كنى . « 1 » 978 - محمد بن يحيى براى ما نقل كرد و گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از اسماعيل‌بن ابراهيم بن عقبه ، از پدرش ، از كريب ، از ابن‌عباس حديث كرد كه گفته است :

هامش
( 1 ) . سند اين حديث ضعيف است ؛ يزيد فارسى در شمارِ مجهولان است . اين حديث را احمد ( ج 1 ، ص 361 ) ، ترمذى در شمائل ( 392 ) ، ابن ابىشيبه ( ج 11 ، ص 56 ) و ابن سعد ( ج 1 ، ص 417 ) نقل كرده‌اند . اين بخش از حديث را كه مىگويد : « شيطان . . . » صحيح دانسته‌اند . برخى از طرق اين حديث نيز در صحيحين آمده است . منابع اين حديث را در صحيح ابن حبان ( ش 6051 ، 6052 و 6053 ) بنگريد .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 538 | ابن شبة النميري / صابرى