تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩

رسول خدا صلى الله عليه و آله ، ميان دندان‌هاى پيشينش فاصله بود و چون مىخنديد دهان مباركش از ميان دو دندان ثنايا ديده مىشد ، چونان كه برقى در ميانه آسمان ديده شود . « 1 » 979 - ابوداوود براى ما نقل كرد و گفت : شعبه ، از سماك بن حرب براى ما نقل كرد كه گفته است : از جابر بن سمره شنيدم كه مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله چشمانى كشيده و دهانى بزرگ داشت و سرينش برآمده نبود . « 2 » 980 - ابن ابىشيبه براى ما نقل كرد و گفت : عباد بن عوام ، از [ عباد بن ] « 3 » حجاج ، از سماك بن حرب ، از جابر بن سمره نقل كرد كه گفته است : ساق پاهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله قدرى نازك‌تر بود . جز به تبسم نمىخنديد و چون در او مىنگريستم مىگفتم سرمه كشيده است ، در حالى كه سرمه نكشيده بود . « 4 » 981 - غندر براى ما نقل كرد و گفت : شعبه ما را حديث كرد و گفت : از ابواسحاق شنيدم كه مىگويد : از براء شنيدم كه مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله مردى ميان قامت بود ، شانه‌هاى پهن داشت ، موى سرش تا بنا گوش مىرسيد ، تن پوش سرخ بر تن داشت و هيچ كس و هيچ چيز را زيباتر از او نديدم . « 5 » 982 - عبداللَّه بن رجاء براى ما نقل كرد و گفت : اسرائيل ، از ابواسحاق ، از براء نقل

هامش
( 1 ) . ترمذى در شمائل ( ش 51 ) ، دارمى ( ش 59 ) و طبرانى در معجم الكبير ( 11 / 81 / 12 ) و در معجم الاوسط ( 324 ) نقل كرده و هيثمى پس از آن كه نقل اين حديث را تنها به معجم الأوسط طبرانى نسبت داده ، گفته است . سند اين حديث مشتمل بر عبدالعزيز بن ابىثابت است و او راويى است ضعيف .
( 2 ) . مسلم ( 2339 ) ، ترمذى در سنن ( 3646 و 3647 ) و در شمائل ( ش 8 ) ، احمد ( ج 5 ، صص 86 ، 88 و 103 ) ، بيهقى در دلائل ( ج 1 ، ص 211 ) ، ابن حبان ( 6288 ) ، بغوى ( 3634 ) و طبرانى در معجم الكبير ( 1903 و 1904 ) اين حديث را نقل كرده‌اند و در يكى از روايت‌هاى احمد معانى واژه‌هاى حديث را شعبه از سماك پرسيده و از او پاسخ شنيده است .
( 3 ) . افزوده ، مستند به ديگر منابعى است كه اين حديث را نقل كرده‌اند .
( 4 ) . ترمذى ( 3725 ) اين حديث را نقل كرده و درباره‌اش گفته : حسن ، صحيح و غريب است . طبرانى نيز در معجم الكبير ( ج 2 ، ص 2024 ) اين حديث را آورده است .
( 5 ) . بخارى ( 3551 و 5848 ) ، مسلم ( 2337 ) ، ابوداوود ( 4072 و 4184 ) ، ترمذى در شمائل ( ش 3 ) ، نسائى ( ج 8 ، صص 183 و 203 ) ، طيالسى ( 721 ) ، ابويعلى ( 1714 ) ، ابن حبان ( 6284 ) ، بيهقى در دلائل ( ج 1 ، صص 222 و 240 ) ، ابن سعد در طبقات ( ج 1 ، صص 427 و 428 ) و ابن عساكر در تاريخ دمشق در بخش سيره نبوى ص 243 از طرقى چند اين حديث را به همين مضمون نقل كرده‌اند .