تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠

كرده است كه گفت : در ميان بندگان خدا كسى زيباتر از رسول خدا صلى الله عليه و آله نديدم كه تن پوشى سرخ بر تن داشت . موهاى سر او تا نزديك شانه‌هايش مىرسيد . راوى گويد : اين حديث را بارها از او [ : براء ] شنيدم ، هرگاه او اين حديث را نقل مىكرد مىخنديد . « 1 » 983 - حكم بن موسى براى ما نقل كرد و گفت : معقل بن زياد ، از اوزاعى ، از حسان ابن عطيه ، از مردى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله سرى بزرگ ، نيم گيسوانى زيبا « 2 » ، چشمانى درشت و مژگانى بلند داشت ، سفيد روى و درخشنده سيما بود و به سرخى مىزد . رشته مويى كه ميان سينه تا نافش بر روييده باريك بود ، كف دستانى درشت داشت ، سينه‌اش به اندازه برآمده بود ، چون راه مىرفت گام‌هاى خود محكم بر زمين مىنهاد گويا كه از ارتفاع بالا مىرود ، عرقش به دانه‌هاى مرواريد مىمانست و پيش از او و پس از او همانندش نديده‌ام . « 3 » 984 - اسحاق بن ادريس براى ما نقل كرد و گفت : عبدالأعلى بن عبدالأعلى براى ما حديث كرد و گفت : سعيد جريرى ، از ابوطفيل برايمان نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدم و هيچ كس در روى زمين نيست كه چون من او را ديده باشد . راوى گويد : پرسيدم : او را چگونه ديدى ؟ گفت : مردى بود سفيده چهره ، نمكين ، ميان قامت و ميانه پيكر ، كه به گاه راه رفتن چونان مىرفت كه گويى در سراشيبى

هامش
( 1 ) . بخارى ( 5901 ) ، مسلم ( 2337 ) ، ترمذى در سنن ( 3635 ) و در شمائل ( ش 4 ) ، ابوداوود ( 4183 ) ، نسائى ( ج 8 ، ص 183 ) ، ابن ماجه ( 3599 ) ، احمد ( ج 4 ، صص 290 ، 295 ، 300 و 303 ) ، ابن‌ابىشيبه ( ج 8 ، 365 و 450 ) ، ابويعلى ( 1700 و 1705 ) ، بيهقى ( ج 1 ، صص 222 و 223 ) ، ابن سعد ( ج 1 ، صص 427 و 428 ) ، ابوشيخ در اخلاق النبى ( ص 112 ) ، ابن عساكر در تاريخ دمشق ( بخش سيره نبوى ، ص 243 ، 244 ، 245 و 246 ) از طرقى چند اين حديث را به همين مضمون از ابواسحاق نقل كرده‌اند .
( 2 ) . در احاديث از تعبيرهاى « لمه » و « جمه » ياده شده است . مويى كه به روى شانه‌ها برسد جمه است . اگركمتر از آن باشد و تا نزديك شانه‌ها برسد لمه است و اگر هم تا بناگوش برسد آن را وفره گويند . بنگريد به : نهايه ، ج 4 ، ص 273 .
( 3 ) . سند حديث ضعيف است ؛ مشتمل است بر عطيه عوفى كه ابن حجردر تقريب درباره‌اش گويد : راست گوست ، اما فراوان خطا مىكرده و شيعه‌اى تدليس كننده بوده است .