من نقل كرد و گفت : على [ عليه السلام ] چون رسول خدا صلى الله عليه و آله را وصف مىكرد فرمود : نه چندان بلند قامت و كشيده قد بود و نه چندان كوتاه قد ، قامتى ميانه داشت . نه مويش كاملًا موجدار بود و نه كاملًا صاف ، موهايى نيمه مجعّد داشت . نه صورتش لاغر و استخوانى بود و نه بسيار پر گوشت ، صورتى گرد ، سفيد گون و روشن داشت . چشمانش درشت ، مژگانش بلند ، مفصلهايش درشت ، بدنش كم مو ، و داراى رشته مويى از سينه تا ناف و دستان و پاهايى بزرگ بود . چون راه مىرفت گامهاى خود را محكم بر زمين مىنهاد ، گويا كه در سرازيرى روان است . به گاه روى كردن با همه بدن روى مىكرد و به گاه پشت كردن نيز با همه بدن پشت مىكرد ، ميان شانههايش مهر نبوت قرار داشت و او خود خاتم پيامبران بود ، گشاده دستترين ، بردبارترين ، دليرترين ، راستترين و راستگوترين ، وفادارترين ، نرم خوىترين و و الا تبارترين مردم بود . هر كس او را براى نخستين بار مىديد هيبتى از وى به دلش مىافتاد و چون كسى با او آشنا مىشد و با او درمىآميخت محبتش را به دل مىگرفت . هر كه او را مىستود مىگفت : پيش از او و پس از او همانندش نديدهام . « 1 » 969 - وضاح بن يحيى نهشلى براى ما نقل كرد و گفت : سلام بن مسكين ، از اشعث ابن ابىشعثاء حديث كرد كه گفته است : از يكى از پيران بين كنانه شنيدم كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله را در بازار ذى المجاز ديده بودم . راوى گويد : گفتيم : او را برايمان وصف كن . گفت : او را ديدم كه دو برد سرخ رنگ ، تن پوشِ وى بود ، مويش موجدار و قامتش ميانه ، رنگ صورتش سفيد و موى سر و ريشش كاملًا سفيد بود ، به سان خوش سيماترين مردمان . 970 - حِبّان بن بشر براى ما نقل كرد و گفت : جرير ، از ابوحباب ، از زيد ، از پدرش حديث كرد كه گفته است : در حالى كه على [ عليه السلام ] در مسجد كوفه شمشير بر ميان بسته بود مردى نزد او آمد و گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله را برايم چنان وصف كن كه گويا هم اكنون او را مىنگرم . فرمود : « سفيد چهرهء سرخ فام ، داراى چشمانى درشت ، موهايى صاف و رشته
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 535
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٥٣٥
هامش
( 1 ) . ترمذى در سنن ( 3638 ) و در شمائل ( ش 6 ) ، احمد ( ج 1 ، صص 96 ، 116 ، 127 و 134 ) ، حاكم ( ج 2 ، ص 606 ) و ابن سعد ( ج 1 ، ص 410 ) اين حديث را نقل كردهاند . شرح مفردات حديث را در سنن ترمذى بنگريد .