تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢

آن زخمى ايجاد كردند و من دست به كار بيرون آوردن آنها شدم . پس بر من وحى رسيد كه در آنها بدمم . دميدم و دستبندها پرواز كردند . من اين دو دستبند را به دو مدعى دروغگويى تعبير كردم كه پس از من سر برمى دارند ؛ يكى در صنعاء است و ديگرى نيز مسيلمه است » . « 1 » 937 - احمد بن عيسى براى ما نقل كرد و گفت : ابن وهب ما را حديث آورد و گفت : يونس ، از ابن شهاب برايم نقل خبر كرد كه طلحة بن عبداللَّه بن عوف برايش از عياض بن مسافع ، از ابوبكر برادر مادرى زياد نقل خبر كرد كه گفته است : پيش از آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله دربارهء مسيلمه كذاب سخنى بفرمايد مردم دربارهء او فراوان مىگفتند . اما پس از چندى رسول خدا صلى الله عليه و آله به ميان مردم آمد و به ايراد خطبه پرداخت . او خداى را به آنچه سزاوار است ستود و سپس فرمود : بارى ، دربارهء اين مرد سخن فراوان بر زبان‌هاست ، او مدعيى دروغين از سى مدعى دروغگوست كه پيش از دجال سر برمىدارند ، هيچ آباديى نيست كه كاروانِ آن مسخ شده [ دجال ] بدان درنيايد مگر مدينه كه در آن هنگام بر هر دره و گذرگاه آن دو فرشته نگهبانى دهند و از آن در برابر دجال دفاع كنند . « 2 »

هامش
( 1 ) . سند حديث صحيح است . اين سند همان است كه در شماره 933 گذشت : از طريق ابوسلمة بن عبدالرحمان و مردى ديگر ، از نافع بن جبير ، از ابن عباس . . . - متن حديث .
( 2 ) . سند حديث ضعيف است ؛ مشتمل است بر عياض بن مسافع ، كه تنها طلحة بن عبداللَّه بن عوف از او حديث نقل كرده و تنها ابن حبان در ثقات ( ج 5 ، ص 266 ) او را ثقه دانسته است . اما چنان كه در تعجيل المنفعه ( 327 ) آمده ، حسين دربارهء او گفته است : معلوم نيست او كيست . اما ديگر رجال اين حديث ثقه و از رجال صحيح اند . يونس هم كه در سند اين حديث از او نام برده شده ، همان يونس بن يزيد ابلى است . احمد ( ج 5 ، ص 46 ) ، ابن حبان ( 6652 ) ، حاكم ( ج 4 ، ص 541 ) و عبدالرزاق ( 20823 ) اين حديث را نقل كرده‌اند . حاكم دربارهء حديث گفته : اين حديث بر شرط و شيوهء بخارى و مسلم صحيح است ، اما هيچ كدام آن را نقل نكرده‌اند . حاكم چنين مىگويد و اين در حالى است كه بخارى و مسلم هيچ كدام از عياض حديثى نقل نكرده‌اند و افزون بر اين وى مجهول است . از طلحة بن عبداللَّه نيز تنها بخارى حديث نقل كرده ، ولى مسلم حديثى به نقل از او نياورده است . هيثمى نيز در مجمع ( ج 7 ، ص 332 ) اين حديث را آورده و آنگاه گفته است : احمد و طبرانى اين حديث را نقل كرده‌اند و رجال يكى از سندهاى آنان رجال صحيح هستند . به هر روى ، روايت « لايدخل المدينة رعب المسيح ؛ لها يومئذ سبعة أبواب على كل باب ملكان » به طريق صحيح و به روايت ابوبكر نقل شده است . اين حديث را بخارى ( 1879 و 7125 ) ، احمد ( ج 5 ، صص 41 ، 43 و 46 ) ، ابن حبان ( 3731 ) ، حاكم ( ج 4 ، ص 541 ) ، عبدالرزاق ( 20823 ) و ابن ابىشيبه ( ج 12 ، ص 180 ) نقل كرده‌اند .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 512 | ابن شبة النميري / صابرى