تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩

مسيلمهء كذاب به رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين نامه نوشت : از مسيلمهء پيامبر خدا ، به محمد پيامبر خدا . سلام بر تو . بارى [ من در رسالت با تو شريكم و ] نيمى از زمين از آن من و نيمى از آن قريش است ؛ چه ، آنان مردمى عدالت پيشه‌اند . رسول خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ او نوشت « از محمد پيامبر خدا به مسيلمهء دروغگو . سلام بر هر كه راه هدايت پويد . بارى ، زمين از آن خداوند است و او خود آن را به هر يك از بندگان خويش كه خواهد دهد و فرجام برتر از آنِ پرهيزگاران است » . « 1 » 933 - ابن ابىهلال گفت و سعيد بن زياد برايم از ابوسلمة بن عبدالرحمان و مردى ديگر ، از نافع بن جبير ، از ابن‌عباس نقل كرد كه مسيلمه در رأس سپاهى گران به مدينه رو كرد و در نخلستان [ رمله ] دختر حارث اردو زد . به رسول خدا صلى الله عليه و آله خبر رسيد كه او مىگويد : اگر محمد حكمرانى پس از خود را به من واگذارد از او پيروى مىكنم . رسول خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه تنها ثابت بن قيس بن شماس او را همراهى مىكرد و چوب درخت خرمايى در دست داشت نزد او رفت . در مقابل او ايستاد و فرمود : « اگرهمين پاره چوب را از من مىخواستى آن را به تو نمىدادم . اگر پشت كنى خداوند تو را هلاك خواهد كرد . اينك اين ثابت به جاى من تو را پاسخ مىگويد . و من تو را همان مىدانم كه [ از جانب خداوند ] به من نمايانده شده است » . ابن‌عباس مىگويد : من در جست و جوى آن رؤيا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ديده بودم برآمدم . ابوهريره برايم نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده است : در حالى كه خفته بودم به خواب ديدم كه گويا دو دستبند طلا در دست دارم . بدان دستبندها دميدم و به پرواز درآمدند . من اين دو را به دو مدعى دروغگو كه پس از من سر برخواهند داشت تعبير كردم : عنسى كه در صنعا برخاست و مسيلمه كه در يمامه ادعاى خود آشكار ساخت . « 2 »

هامش
( 1 ) . ابن هشام در سيره ( ج 2 ، ص 600 ) اين حديث را از ابن اسحاق ، و او بدون سند ، نقل كرده است . البته ابن اسحاق بخش دوم اين حديث را كه دربردارندهء نامه رسول خدا صلى الله عليه و آله به مسيلمه است ، مسند روايت كرده و گفته است : پيرى از اشجع ، از سلمة بن نعيم بن مسعود اشجعى ، از پدرش نعيم برايم نقل كرده است . . . متن حديث .
( 2 ) . بخارى ( 3620 ، 4273 ، 4378 ، 7033 ، 7461 ) ، مسلم ( 2273 و 2274 ) ، ترمذى ( 2292 ) ، طبرانى ( 10750 ) ، بيهقى در دلائل ( ج 5 ، ص 334 ) و ابن حبان ( 6654 ) اين حديث را آورده‌اند . البته در حديث ترمذى تنها داستان آن رويا آمده ولى ماجراى مسيلمه ذكر نشده است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 509 | ابن شبة النميري / صابرى