جُرَيرگفت : اىرسولخدا صلى الله عليه و آله ، مراازآسمان دنيا و از زمين در پايين است خبر ده . فرمود :
« خداوند آسمان دنيا را از صفحههاى نگه دارنده آفريد و آن را به ستارگان در ميان گرفت و اين ستارهها را اسباب راندن و دور كردن شيطانها حفظ آن از هر شيطان رانده از درگاه خداوندقرار داد . زمينپايين راازكفروى آب وآبهاى آلوده بيافريد و آن را بر صخرهاى و آن صخره را بر پشت ماهيى قرار داد . از آن آب بيرون مىآيد و اگر شكافى در آن بيفتد زمين با هر كه بر روى آن است از هم فرو مىپاشد . منزه است خدايى كه نور را آفريد » .
راوى گويد : پس جرير گفت : اى رسول خدا ، دست خود را پيش آور تا با تو بيعت كنم .
راوى گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله دست خود پيش آورد . جرير گفت : اى رسول خدا ، پيمان ببند فرمود : « با تو بر اين پيمان مىبندم كه گواهى دهى خدايى جز اللَّه نيست و من رسول خدايم » . گفت : باشد . فرمود : « و نماز را به پا مىدارى و زكات مىدهى » . گفت : باشد .
فرمود : « و روزهء ماه رمضان مىگيرى » . گفت : باشد . فرمود : « و از جنابت غسل مىكنى و حج خانه خدا مىگزارى » . گفت : باشد . فرمود : « و فرمان مىبرى و اطاعت مىكنى ، هر چند آن كه فرمان مىدهد غلامى حبشى باشد » . گفت : باشد « 1 »
داستان مسيلمهء كذاب
932 - حزامى و احمد بن عيسى براى ما نقل كردند و گفتند : عبداللَّه بن وهب ما را حديث كرد و گفت : از عمرو بن حارث ، از ابن ابىهلال شنيدم كه به وى رسيده بود كه
هامش
( 1 ) . طبرانى در احاديث الطوال ( ش ج 3 ، ص 25 ) و ابن قتيبه در غريب الحديث ( ج 1 ، ص 542 ) اين حديث را به اختصار از طريق اسماعيل بن مهران به سند او نقل كرده است . نزد وى ديان بن عباد ، از عمرو بن موسى به سند خود نقل مىكند . اين عمرو بن موسى اگر همان وجيهى باشد كه به جعل حديث متهم شده و در جرح و التعديل و لسان الميزان و ديگر منابع برايش شرح حال آمده است . اگر هم كسى ديگر باشد ، ما در منابعى كه در اختيار داريم برايش زندگى و شرح حال نيافتهايم . اما اسماعيل بن مهران ، اگر همان اسماعيل بن مهران بن محمد ابىنصر كوفى باشد . در لسان الميزان شرح حالى دارد ، ولى اگر كسى ديگر باشد ما برايش شرح حال نيافتهايم ، چونان كه براى زياد بن عباد يا ديان بن عباد نيز شرح حال نيافتهايم .