تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦

اى بنى نهد ، همان پيمان‌ها كه در دوران شرك با همسايگان بسته‌ايد همچنان برايتان باقى است و همان حقوق و تكاليفى كه مسلمانان دارند شما نيز داريد و شما را پيمان وابستگيى جداگانه نيست . در نماز كوتاهى مكن ، از زكات خوددارى مورز ، در زندگى كفر و انكار برمگزين . هر كس اسلام را بپذيرد از همهء حقوقى كه در اين نوشته است برخوردار شود و هر كس [ اسلام را نپذيرد و ] جزيه دادن را برگزيند افزون‌تر از آنچه در صورت مسلمان شدن زكات مىداد ، بايد بدهد . اما از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله به او پيمان سپرده مىشود و در ذمّهء اسلام است . پيامبر صلى الله عليه و آله همچنين نوشته‌اى با طَهْفَة بن زهير همراه ساخت كه در آن آمده بود : از محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به بنى نهد بن زيد . سلام بر شما . در پرداخت زكات ، چهارپايانى ميانه حال بدهيد و آسيب ديدها و داغ شده‌ها ، اسبان بسيار رام و آرام و اسبان بسيار سركش را براى خود نگه داريد . كسى محصول مزرعهء شما را نمىخورد . كسى برگ و ميوه درختان شما را نمىچيند . كسى مرتع شما را نمىچراند [ ، كسى چهارپايان شما را از چريدن باز نمىدارد ] « 1 » . البته تا هنگامى كه آهنگ سبك خردى نكنيد و پيمانى كه داريد نشكنيد . « 2 » 931 - محمد بن حسن براى ما نقل كرد و گفت : رقاشى براى ما حديث كرد و گفت : حمزة بن نصير بيروذى براى ما نقل كرد و گفت : زيان بن عباد بن شبل مِذْحَجى - عربى از مردمان صنعا - از عمر بن موسى ، از زهرى ، از عبيداللَّه بن عبداللَّه بن عتبة بن مسعود ، از

هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . سند اين حديث ضعيف است ؛ مشتمل است بر عمرو بن واقد كه ابن ابىحاتم در جرح و التعديل ( ج 6 ، ص 267 ) دربارهء او مىنويسد : ابومحمد گفته است : از عروة بن رويم نقل حديث كرده است و يحيى بن صالح و حاظى دربارهء او نقل كرده و گفته است : از پدرم شنيدم كه مىگفت : ابومسهر گفت : عمرو بن واقد قابل استناد نيست ، همچنين عبدالرحمان براى ما نقل كرد و گفت : پدرم برايم حديث كرد و گفت : از رحيم شنيدم كه گفته است : عمرو بن واقد قابل استناد و اعتماد نيست و در مرتبه‌اى پايين‌تر از عضير و ابومهدى سعيد بن سنان است . عبدالرحمان همچنين براى ما نقل كرد و گفت : از پدرم دربارهء عمرو بن واقد پرسيدم . گفت : حديث او ضعيف و منكر است . ابن حبان نيز در مجروحين ( ج 2 ، ص 77 ) گويد : او از كسانى است كه سندها را ديگرگون مىكرد و احاديث منكر را از راويان مشهور نقل مىكرد و از همين روى سزاوار واگذاشتن است .