تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

يك قمرى در شهر سامرا بر درِ سراى عمر بن شبه براى ما نقل كرد و گفت : پدرم از خالد ابن حبيش ، از عمرو بن واقد ، از عروة بن رويم حديث كرد كه گفته است : هيأت‌هاى عرب به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرسيدند . طَهْفَة بن زهير نَهدى كه به حضور رسيده بود چنين سخن سرايى كرد : اى رسول خدا ، ما از دو دشت تهامه به حضور رسيده‌ايم . اين راه را در كجاوه‌هايى چوبين و نهاده بر پشت شتران پيموده‌ايم . ما ميوهء درختان اراك مىخوريم ، باران را از ابرها با صبر و حوصله مىدوشيم ، خار و علف بيابان به دستان خود مىچينيم ، سرزمين خويش را تشنهء باران مىبينيم و به ابرهاى آسمان مىنگريم تا كى قطره‌اى باران فرو ريزد . از سرزمينى مىآييم بسيار دور و صعب العبور ، جايى كه چشمه‌ها خشكيده ، علف‌ها بر زمين سوخته ، برگ از درختان فرو ريخته ، پا جوش از بن خرما نروييده است ، و شترانى كه بايد به قربانى ببريم همه مرده‌اند . اى رسول خدا ما در حضور تو از هر چه بت است و از هر چه كثرى و بدى در اين زمانه است دورى جسته‌ايم . تا دريا درياست و تا كوه تعار « 1 » پابرجاست خواهان صلحيم و آيين اسلام را مىخواهيم . شترانى داريم رهاى بيابان و بىصاحب و بىنگاهبان ، نه آنها را شيرى است و نه حتى پيشابى ! هم ما را گوسفندانى است [ پر شمار و ] « 2 » بىحاصل . ما را خشكساليى سخت در برگرفته است و نه اين را گشايشى است و نه ما را آسايشى . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « خداوندا ! شير و كره و پنير او را بركت ده ، چراگاه‌هاى او را سرسبز و خرم ساز ، [ گله‌هاى او را به سوى دشت‌هاى پر طراوت بران ] « 3 » ، درختان او را پر ثمر گردان و [ مال ] « 4 » و فرزند او را بركت افزاى . هر كس نماز بگزارد مؤمن است ، هر كس زكات بدهد و هزينهء فرستادن كارگزار و گردآورندهء زكات را به تو تحميل نكند [ نيكوكار ] . « 5 » هر كس نيز گواهى دهد كه خدايى جز اللَّه نيست مسلمان است » .

هامش
( 1 ) . تعار نام كوهى است در بلاد قيس .
( 2 ) . افزوده مستند است به : نهايه ، ج 2 ، ص 122 ؛ فائق ، ج 2 ، ص 4 ؛ اسد الغابه ج 3 ، ص 67 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . افزوده مستند است به فائق ، ج 2 ، ص 55 .
( 5 ) . افزوده مستند است به : فائق ( ج 2 ، ص 5 ) و نهايه ، ج 1 ، ص 329 .