تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 503

مساهمون:

ص٥٠٣

و آنان كه بيشتر بوده‌اند بر آنان كه كمتر بوده‌اند ستم رانده‌اند . اما خداوند خود برتر و چيره‌تر است » . اينك هر خونى كه در دوران جاهليت بر زمين ريخته شده و يا هر حرمتى كه شكسته شده ، فرو گذاشته شده است : عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَمَنْ عَادَ فَيَنتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ « 1 » بدين سان رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره اراضى بطن جوف به سود مراد حكم نفرمود و آنها را در اختيار ثقيف باقى گذارد . ظبيان بن كداد در اين باره شعرى گفته كه اين ابيات از آن است :

فأشهد بالبيت العتيق وبالصفا * شهادة من إحسانه متقبل بأنّك محمود لدينا مبارك * وَفىٌّ أمين صادق القول مرسل أتيتَ بنور يُسْتَضاءُ بمثله * ولقيت في القول الذين يتبجل متى تأته يوماً على كل حادث * تجد وجهه تحت الدجى يتهلّل عليه قبول من إلهي وخالقي * وسيماء حق سعيها متقبل حلفت يميناً بالحجيج و بيته * يمين امرىء في القول لا يتنحّل
فإنَّكَ قسطاس البرية كلّها * وميزان عدل ما أقام المسلل « 2 »
هامش
( 1 ) . مائده / 95 : . . . و هر كس تكرار كند خدا از او انتقام مىگيرد و خداوند توانا و صاحب انتقام است .
( 2 ) . آن خانهء كهن و صفا را گواه مىگيرم ، گواهى كسى كه حج و نيكى او پذيرفته است . بر اين گواه مىگيرم كه تو نزد ما ستوده ، خجسته ، وفادار ، امين ، راستگوى و فرستاده خداوندى . نورى با خويش آورده‌اى كه از همانند آن پرتو گرفته شود و سخنى راست آورده‌اى كه شادمانى آور است . هرگاه روزى در اثر رخدادى به ديدار او به روى مىبينى كه چهرهء او در ظلمتها مىدرخشد . بر او نشان پذيرش از سوى پروردگار و آفريدگار من است و نشانى از حق بر چهرهء اوست و كارش پذيرفتهء درگاه خداوند . به حاجيان و به خانه خدا سوگند مىخورم ، سوگند مردى راستگو كه دروغ نمىبافد و ناروا به كسى نسبت نمىدهد . سوگند مىخورم كه تو ترازوى عدالت در ميان همهء مردمانى و تا جهان باقى است ترازوى دادگرى تو برپاست .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 503 | ابن شبة النميري / صابرى