است » . گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آن آيه كدام است ؟ فرمود : لَقَدْ كَانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتَانِ عَنْ يَمِينٍ وَشِمَالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَاشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَرَبٌّ غَفُورٌ . « 1 » برخى از آنان كه در پيرامون رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند پرسيدند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، سبأ چيست ؟ نام زنى است يا نام سرزمينى است ؟ فرمود : نه نام زن و نه سرزمين است ، بلكه مردى از عرب است كه ده طايفه از نسل او پديد آمدند ، شش تاى آنها شگوندار و خوش اقبال و چهارتاى ديگر نگون بخت و بدشگون بودند . پرسيدند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آن طايفهها كدامند ؟ فرمود : « اما آن شگونداران عبارتند : از كِنْده ، مذحج ، اشعريين ، حِمْيَر ، انْمار و ازد . آن بدشگونها نيز عبارتند از : جذام ، لخم ، عامله و غسان » . پس يكى از مردم پرسيد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، خثعم و بجيله چگونهاند ؟ فرمود : « آنها دو خاندان از انمار هستند . » « 2 » 926 - ابن ابىشيبه براى ما نقل كرد و گفت : ابواسامه براى ما حديث كرد و گفت : حسن بن حكم ما را حديث آورد و گفت : ابوسبرهء نخعى ، از فروة بن مسيكه عطيفى مرادى نقل كرد كه گفته است : نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله رفتم و گفتم : آيا نمىتوانم با يارى كسانى از طايفهام كه روى كردهاند با آنان كه پشت كردهاند پيكار كنم ؟ فرمود : « چرا » . اما پس از چندى نظرم برگشت و گفتم : اى رسول خدا ، اما مردم سبأ توانمندتر و جنگاورترند . راوى گويد : با اين وجود پيامبر صلى الله عليه و آله مرا اجازهء پيكار با سبأ داد و بدين كار فرمان داد . چون از نزد او بيرون آمدم ، خداوند آياتى درباره سبأ نازل كرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « اين مرد عطيفى چه كرد ؟ » پس كسى را به منزل و در پى من فرستاد . آن فرستاده ديد خانه خويش را ترك گفتهام . اما مرا برگرداند . چون بازگشتم آن حضرت را ديدم كه به همراه اصحاب نشسته است . فرمود : « آن مردم را بدين آيين فرا خوان ؛ پس هر كه تو را پاسخ گفت بپذير و هر كس نيز نپذيرفت با
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 497
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٤٩٧
هامش
( 1 ) . سبأ / 15 : قطعاً براى مردم سبأ در محل سكونتشان نشانه رحمتى بود ، دو باغستان از راست و چپ ، به آنان گفتيم : از روزى پروردگارتان بخوريد و او را سپاس گزاريد . شهرى است خوش و خدايى آمرزنده .
( 2 ) . سند اين حديث چندان اشكالى ندارد .