غطفان به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد . آن حضرت خواست مردى از خود آنها بر آنان بگمارد . اما آنها در اين فرمانروايى بر همديگر پيشى مىجستند و رقابتى داشتند . از همين روى عيينه را بر بنى فزازه ، حارث بن عوف را بر بنى مره ، نعيم بن مسعود را بر اشجع و عبداللَّه بن عمرو بن سبيع ثعلبى را بر بنى ثعلبه ، نمير و بنى عبداللَّه بن غطفان گماشت . « 1 » ابوزيد بن شبه گويد : گفتهاند : عيينه در دوران جاهليت مرباع ستاند و در دوران اسلام خمس گرفت . اين چيزى است كه براى هيچ عربى جز او فراهم نگشته است . 915 - مدائنى « 2 » براى ما نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله عيينه را مردى يافت كه در دوران جاهليت مرباع ستاند و دوران اسلام خمس گرفت . اين چيزى است كه براى هيچ عربى جز او فراهم نگشت . 916 - مدائنى براى ما نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله عُيَيْنة بن حصن را در سريهاى به ذات الشقوق روانه ساخت . او بر يكى از طايفههاى بنى عنبر بن عمرو بن تميم يورش برد ، و آنان را به عنوان اسير به مدينه آورد . از ديگر سوى عايشه نذرى داشت كه به موجب آن مىبايست كسانى از فرزندان اسماعيل را آزاد كند . پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود و وى مردى از اسيران بنى مغيره را آزاد كرد . آن مرد [ : عيينه ] بعدها بر بنى منذر بن حارث بن جهنة بن عدى بن جندب تاخت و آنان را به اسيرى گرفت . سلمة بن عتاب در اين باره گفته است :
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 488
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٤٨٨
لَعَمْري لَقَدْ لاقَت عَدىّ بن جَنْدَب * مِن الشَّرِ مَهْواةً شديداً كؤودها
تكنّفها الأعداء من كلّ جانب * وغُيِّبَ عنها جِدّها وَعَدِيدُها « 3 »
هامش
( 1 ) . حديث مرسل و ضعيف است .
( 2 ) . ابوالحسن على بن محمد مدائنى مورخ و صاحب آثار است . ذهبى در ميزان ( ج 4 ، ص 153 ) درباره وىگويد : ابن عدى در كامل نام او را آورده و گفته است : حديث او قوى نيست مورخ است و كمتر روايتهاى مسند نقل مىكند .
سزاوار گفتن مىنمايد كه اين حديث نيز از همين روايتهاى غير مستند است .
( 3 ) . ترجمه ابيات چنين است : به آيينم سوگند ، عدى بن جندب سختيى خوار كننده و دشوار بديد . دشمنان ، اين خاندان را از هر سو در برگرفتند و عدّه و عُده آنان را يارى نرساند .