تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧

912 - احمد بن جناب براى ما نقل كرد و گفت : عيسى بن يونس ، از اسماعيل بن قيس [ ، از جرير ] « 1 » نقل كرد كه عيينة بن حصن به همراه مردى ديگر نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بودند و عايشه نيز حضور داشت . پيامبر صلى الله عليه و آله نوشيدنى آورد و بدان مرد نوشاند . پس در چهرهء او طراوت و شادابى ديدند . عُيَيْنه گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين چيست ؟ فرمود : « اين از گياهى است كه خداوند آن را به طايفه‌اى داده و از شما باز داشته است » . اين از جاء است . گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين زن كه در كنارت نشسته كيست ؟ فرمود : اين عايشه دختر ابوبكر است . گفت : آيا از زنى بهتر از اين براى تو دست بكشم و او را به تو واگذارم ؟ پرسيد : چه كسى ؟ گفت : حمره . « 2 » فرموده : نه . نمىخواهم . برخيز بيرون برو و دوباره براى ورود اذن بخواه . گفت : من سوگند خورده‌ام براى درآمدن به خانه‌اى كه مردى از مُضَر در آن است اجازه نخواهم . در اين هنگام عايشه پرسيد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين كيست ؟ فرمود : « مردى است تهى مغز كه از او پيروى كنند » . « 3 » 913 - على بن صباح ، از هشام بن محمد براى ما نقل كرد و گفت : پدرم ، از ابوصالح ، از ابن‌عباس حديث كرد كه گفته است : عُيَيْنه در حالى كه‌ام سلمه در كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله بود بر آن حضرت وارد شد و پرسيد : اى محمد ، اين زن كيست ؟ فرمود : اين امّ سلمه دختر ابوامية بن مغيره است . گفت : آيا اجازه مىدهى مهتر زنان مُضَر ؛ يعنى حمره را ترك گويم و به تو واگذارم ؟ فرمود : تو خود به حمره سزاوارترى « 4 » . 914 - بوزيد بن شبه گفت و هيثم بن عدى ، از ابن عياش ، از شعبى نقل كرد كه هيأت

هامش
( 1 ) . افزوده مستند است به جامع البيان ، ش 2269 .
( 2 ) . حمره نام همسر وى بوده است .
( 3 ) . طبرانى در معجم الكبير ( ج 2 ، ص 2269 ) اين حديث را نقل كرده و هيثمى در مجمع ( ج 8 ، ص 45 ) دربارهء آن گفته : طبرانى اين حديث را از شيخ خود على بن سعيد بن بشير نقل كرده و او حديث‌دان پر سفرى است ، هر چند برخى گفته‌اند چنين نيست . ساير رجال اين حديث رجال صحيح هستند به جز يحيى بن مطيع كه ثقه است . يادآور مىشود اين سخن هيثمى نوعى تناقض گويى است ؛ چه ، وى خود پيشتر دربارهء يحيى بن محمد گفته است : تا كنون او را نشناخته‌ام . افزون بر اين ابن ابىحاتم از اين راوى نام برده و ابن حبان نيز طبق عادت نام او را در رديف راويان ثقه آورده است .
( 4 ) . سند حديث ضعيف است ؛ مشتمل است بر ابوصالح كه اشكال‌هايى بر او وارد شده است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 487 | ابن شبة النميري / صابرى