تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢

پرسيد : مطروقه « 1 » را چه مىكنيد ؟ گفت : شتران در بيابان رها مىشوند و مردم نيز به ميان شتران مىروند و هر كس گردن شترى مىگيرد و آن را با خود مىبرد . پرسيد : در سوار شدن بر شتران چه مىكنيد ؟ گفت : بر شتر خردسال و بر شترى پير كه عمر خود را پشت سر نهاده است سوار نمىشوم و آن را به سوارى نمىدهم . پرسيد : آيا براى تو مال خودت دوست داشتنىتر است يا مال وابستگان و بردگانت ؟ گفت : گفتم : مال خودم براى من دوست داشتنىتر از مال وابستگان و بردگان من است . فرمود : « از همه مالت همان براى توست كه خوردى و تمام كردى ، پوشيدى و كهنه كردى ، به ديگران دادى و از آن گذشتى ، و گرنه مال بستگان و بردگانت شود و گرنه مال بندگان خدا » . قيس گويد : گفتم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اگر زنده ماندم ، شتران خود را به شمارى اندك خواهم رساند . حسن گويد : او كه خدايش رحمت كناد چنين نيز كرد . « 2 » 907 - محمد بن جعفر براى ما نقل كرد و گفت : يونس براى ما حديث كرد و گفت : شيبان ، از قتاده برايمان نقل كرد كه قيس بن عاصم گفت : اى پيامبر خدا ، من در روزگار

هامش
( 1 ) . مطروقه گوسفند يا شترى است كه صاحبش آن را براى بازشناسى نشانه گذارى كرده است . مقصود ازاين عبارت آن است كه شتران خود را چگونه نشانه گذارى مىكنند و يا اساساً اين كار را انجام مىدهند يا نه - م .
( 2 ) . طبرانى در معجم الكبير ( ج 18 ، ص 870 ) و احاديث الطوال ( ش 19 ) اين حديث را نقل كرده است . هيثمى در مجمع ( ج 3 ، ص 108 ) مىنويسد : در روايت نسائى ( ج 4 ، ص 16 ) است كه گفت : بر من نوحه سرايى نكنيد كه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نوحه سرايى نكردند . اين سخن را طبرانى در معجم الكبير و الأوسط نقل كرده و در سند خود نام جصاص را افزوده است . درباره او كلامى است ، اما به هر روى توثيق شده است . ابويعلى نيز در مسند الكبير آن را چنين نقل كرده : عبداللَّه بن مطيع براى ما نقل كرد : هشيم ، از زياد بن ابىزياد ، از حسن براى ما نقل كرد - و آنگاه مضمون همين حديث . حاكم نيز ( ج 3 ، ص 612 ) اين حديث را آورده و بزار ( 256 / 2 كشف الاستار ) و بخارى در ادب المفرد ( ص 953 ) آن را نقل كرده است . سند بخارى مشتمل بر قاسم بن مطيب است و او ، چنان كه در مجمع ( ج 9 ، ص 404 ) آمده ، راويى متروك است . زياد جصاص هم كه در سند ابن شبه است راويى ضعيف است .