تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢

سخن گفتن ايستاده بود و آن اندازه ايستادن به درازا مىكشيد كه ناگزير مىشد سنگينى خود را روى پاهايش جابه جا كند - راوى در ادامه حديثى به مضمون حديث ابوعاصم « 1 » نقل كرده است . 883 - عفان براى ما نقل كرد و گفت : ابوعقيل دورقى ، از حسن برايمان حديث كرد كه هيأت ثقيف بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شد و حضرت براى آنان در مسجد خيمه‌اى برپا كرد . گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آنان مردمانى مشركند . فرمود : « از نجاست اين مردم بر زمين چيزى نيست ؛ نجاست بر خود آنان است » . « 2 » 884 - عفان براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه ، از حميد ، از حسن ، از عثمان بن ابىالعاص نقل كرد كه گفته است : هيأت ثقيف بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدند و حضرت آنان را در مسجد منزل داد تا دل‌هايشان نرم‌تر شود . آنان بر پيامبر صلى الله عليه و آله شرط كردند كه عشر ندهند ، به جنگ خواسته نشوند ، از آنان ركوع و سجده خواسته نشود و كسى از غير خاندانشان را بر آنان نگمارند . فرمود : « براى شما اين شرط پذيرفته است كه عشر ندهيد و به جنگ خواسته نشويد و كسى از غير شما بر شما گماشته نشود » . سپس افزود : « اما دينى كه در آن ركوع نباشد خيرى ندارد » . عثمان گفت : گفتم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، مرا قرآن بياموز و به پيشوايى قومم بگمار . « 3 » 885 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : حماد ، از كلبى برايمان حديث كرد كه گفته است : هيأت ثقيف به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدند و گفتند : اى محمد ، ما برادران ، منسوبان و همسايگان توييم . ما در ميان مردمان نجد ، در پيكار با تو جنگاورترين و در صلح با تو بهترين هستيم . اگر با تو بجنگيم كسانى كه پشت سرمايند با تو مىجنگند و اگر با تو صلح كنيم كسانى كه پشت سر مايند صلح مىكنند . براى ما اين شرط را بپذير كه عشر ندهيم ، به جنگ خواسته نشويم ، از ما ركوع خواسته نشود و بتهايمان را نيز به دست

هامش
( 1 ) . مقصود حديث شماره 878 است .
( 2 ) . حديث مرسل و ضعيف است .
( 3 ) . ابوداوود ( 3010 ) ، احمد ( ج 4 ، ص 218 ) ، طبرانى در معجم الكبير ( ج 9 ، ص 8372 ) اين حديث را نقل كرده‌اند و به گفته مقدرى در اين باره كه آيا از حسن شنيده شده ، يا نه اختلاف وجود دارد .