به سود ما پايان مىپذيرفت » . يك شب ديرتر به ميان ما آمد و [ چون آمد ] پرسيديم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، امشب ديرتر از هميشه آمدى ! فرمود : « امشب يك حزب از قرآن بر من نازل شده بود و دوست داشتم پيش از بيرون آمدن آن را مرتب كنم . پس چون آن را انسجام بخشيدم به ميان شما آمدم » . چون صبح روز بعد فرا رسيد از اصحاب او پرسيديم : شما چگونه قرآن را به احزاب قسمت مىكنيد ؟ گفتند : قرآن را به هفت حزب مىكنيم : سه سوره ، پنج سوره ، هفت سوره ، نه سوره ، يازده سوره ، سيزده سوره ، كه همه فرد هستند ، و آنگاه حزب مفصّلات كه با سورهء قاف آغاز مىشود . « 1 » 881 - سهل بن يوسف براى ما نقل كرد و گفت : عبداللَّه بن عبدالرحمان ، از عثمانبن عبداللَّه براى ما حديث كرد كه گفته است : هنگامى كه هيأت ثقيف براى ديدار با رسول خدا صلى الله عليه و آله به مدينه آمد هم پيمانان قريش بر مغيرة بن شعبه وارد شدند و بنى مالك - از جمله عثمان بن ابىالعاص - در خيمهاى كه ميان خانه پيامبر صلى الله عليه و آله و مسجد قرار داشت سكونت گزيدند . عثمان بن ابىالعاص گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله كه از نماز عشا باز مىگشت به نزد ما مىآمد ، بر در خيمهء ما مىايستاد و در حالى كه برخى از ما خفته و برخى بيدار بوديم با ما سخن مىگفت راوى در ادامه همان مضمون حديث عبيد بن عقيل را روايت كرده است . « 2 » 882 - خلف بن وليد براى ما نقل كرد و گفت : مروان بن معاويه براى ما حديث كرد و گفت : عبداللَّه بن عبدالرحمان ، از عثمان بن عبداللَّه ، از جدش نقل كرد كه گفته است : چون بنى مالك به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيدند براى آنان خيمهاى بر پا داشت و آنها را در آن ساكن كرد . او پس از نماز عشا به سراغ ما مىآمد و با ما سخن مىگفت . وى به هنگام
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 461
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٤٦١
هامش
( 1 ) . ابوداوود ( 1393 ) ، ابن ماجه ( 1345 ) ، احمد ( ج 4 ، صص 6 و 343 ) و طبرانى در معجم الكبير ( ج 1 ، 599 ) اين حديث را نقل كردهاند . حديثى است ضعيف ؛ زيرا عبداللَّه بن عبدالرحمان ، از رجال آن ، صدوق است و خطا و وهم دارد . عثمان بن عبداللَّه را نيز كسى جز ابن حبان توثيق نكرده است .
( 2 ) . سند اين حديث ضعيف و مرسل است ؛ عثمان بن عبداللَّه را تنها ابن حبان ثقه دانسته ، و عبداللَّه بن عبدالرحمان نيز صدوقى است كه خطا و وهم دارد .