تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
ده تن از بزرگان ثقيف به مدينه روانه شدند . در اين هيأت ، از جمله كنانة بن عبدياليل ، پيشواى آنان در آن هنگام و نيز عثمان بن ابىالعاص بن بشر ، خردسال‌ترين عضو ، حضور داشتند . آنان كه ديده بودند مكه گشوده شده و عموم اعراب اسلام آورده‌اند با هدف صلح و حل مشكل خود با پيامبر صلى الله عليه و آله به حضور ايشان در مدينه رسيدند . مغيرة بن شعبه پس از آمدن آنان به مدينه گفت : اى رسول خدا ، اين خاندان مرا ميهمان من كن ؛ كه من همين تازگى دربارهء آنان جرمى مرتكب شده‌ام . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : تو را از اين باز نمىدارم كه خاندان خود را گرامى بدارى . اما بايد آنها را در جايى سكونت دهى كه قرآن بشنوند » . راوى گويد : جرم مغيره آن بود كه وى گماشتهء ثقيف بود و يك بار كه آنان از سرزمين مُضَر روانه بودند چون به بساق رسيدند در حالى كه خفته بودند ، بر آنان حمله برد و آنان را كشت . سپس اموال آنان را به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله آورد و پرسيد : آيا از اين اموال خمس بدهم ؟ فرمود : « ماجراى آن چيست ؟ » گفت : من گماشته ، [ خاندانى از ] ثقيف بودم و چون خبر تو را شنيدم آنان را كشتم و اينك اين هم اموال آنان است . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « ما به نيرنگ كارى نمىكنيم » . پس ، از پذيرش خمس آن خوددارى ورزيد . [ به هر روى ] رسول خدا صلى الله عليه و آله هيأت ثقيف را در مسجد سكونت داد و در آنجا برايشان خيمه‌اى برپا داشت تا قرآن بشنوند و مردم را به هنگام نماز خواندن ببينند . پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام خطبه خواندن ، نام خود را نمىآورد . هيأت ثقيف كه چنين شنيدند گفتند : به ما فرمان مىدهد گواهى دهيم كه او رسول خداست ، اما خود در خطبه‌اى كه براى مردم مىخواند اين گواهى را بر زبان نمىآورد ! چون اين سخن به حضرت رسيد فرمود : « من خود نخستين كسى هستم كه گواهى داده‌ام رسول خدايم » . فرستادگان ثقيف هر روز بامداد به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرسيدند و عثمان‌بن ابىالعاص را كه خردسال‌ترين آنها بود نزد بارو بنهء خود مىگذاشتند . وقتى هنگام قيلوله باز مىگشتند و مىخوابيدند عثمان [ اين فرصت را غنيمت مىشمرد و ] به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرفت و دربارهء دين از او مىپرسيد و از او مىخواست برايش قرآن بخواند . عثمان بدين ترتيب چند بار به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد تا هنگامى كه از دين آگاهى