تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨

و من نيز پس از او ديگر بار دست دادم . ابن عمر بدين سان ، هرگاه به وى گفته مىشد كه پيش از عمر هجرت كرده‌اى برمىآشفت . « 1 » 842 - حبان بن هلال براى ما نقل كرد و گفت : وُهَيْب براى ما حديث كرد و گفت : عبداللَّه بن فاروق طاووس ، از پدرش ، از صفوان بن اميه نقل كرد كه به وى گفتند : جز آنان كه هجرت كرده‌اند كسى به بهشت نرود . گفت : به خداوند سوگند ، به سراى خود نمىروم تا آن كه به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله برسم و در اين باره از او بپرسم . صفوان گويد : نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم و گفتم : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آنان مىگويند جز هجرت كردگان كسى به بهشت نرود ! رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « پس از فتح مكه هجرت نيست ، آنچه هست جهاد است و پايدارى و اين كه اگر به پيكار فرا خوانده شديد روانه شويد » . « 2 » 843 - يزيد بن هارون براى ما نقل كرد و گفت : محمد بن اسحاق ، از ابن جعفر برايمان نقل خبر كرد كه صفوان بن اميه پس از فتح مكه [ در مدينه ] به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد . پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد : « اى ابواميه ، از چه روى بدين جا آمده‌اى ؟ » گفت : مردم مىگويند كسى را كه هجرت نكند پاداشى نيست . فرمود : « هم اكنون به تو فرمان مىدهم برگردى و براى هميشه در دل درّه‌هاى مكه منزل گزينى » . از اين سخن معلوم شد كه پس از فتح هجرتى نيست . « 3 » 844 - محمد بن حاتم گفت : حزامى ، از محمد بن طلحه برايمان نقل خبر كرد كه گفت : اسحاق - مردى از فرزندان حارثة بن نعمان - از پدرش ، از جدش حديث كرد كه گفته است : چون صفوان بن اميه به مدينه آمد رسول خدا صلى الله عليه و آله از او پرسيد : بر چه كسى وارد

هامش
( 1 ) . سند اين حديث حسن است .
( 2 ) . نسائى ( ج 7 ، صص 145 و 146 ) و احمد ( ج 6 ، ص 466 ) اين حديث را نقل كرده‌اند و سند آن حسن است .
( 3 ) . مالك ( ج 2 ، ص 174 ) اين حديث را از ابن شهاب ، از صفوان بن عبداللَّه نقل كرده است كه . . . متن حديث . ابن عبدالبر گفته : عمدهء پيروان مالك اين حديث را به صورت مرسل نقل كرده‌اند و تنها عاصم بن نبيل آن را از مالك ، از زهرى ، از صفوان بن عبداللَّه ، از جدش نقل كرده است . احمد ( ج 6 ، ص 465 ) و نيز طبرانى در معجم الكبير ( ج 8 ، ص 7325 ) اين حديث را از طريق زهرى مرسلًا از صفوان نقل كرده است .