تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣

و نه به راه خداوند باز مىگردند . چون اين آيات قرآن نازل شد و خداوند آن دل‌پريشيى را كه مسلمانان بدان گرفتار بودند بر طرف ساخت رسول خدا صلى الله عليه و آله آن كاروان و اسيران را تحويل گرفت . از آن سوى قرشيان براى رهايى عثمان بن عبداللَّه و حكم بن كيسان نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله فرستادند . آن حضرت فرمود : « اين دو را به فديه رها نمىكنيم تا هنگامى كه آن دو سرباز ما - يعنى سعد ابن ابىوقاص و عتبة بن غزوان - باز گردند ؛ چرا كه بيم جان آنان داريم ؛ اگر آنها را بكشيد ما اين دو تن را از شما مىكشيم » . پس از آن كه سعد و عتبه آمدند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله اسيران قريش را آزاد كرد . از اين رو دو تن ، حكم بن كيسان اسلام آورد و به درستى بدين آيين پايبند شد . او در جوار رسول خدا صلى الله عليه و آله ماند و سرانجام در بئر معونه شهيد شد . اما عثمان بن عبداللَّه به مكه رفت و در آنجا بر كفر مرد . در پى بر طرف شدن تهمت از عبداللَّه بن جحش و ياران او با نزول آيات قرآن كريم ، آنان به اميد پاداش الهى افتادند و گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آيا مىتوانيم اميد وار باشيم كه اين كار براى ما يك پيكار شمرده شود و در آن از پاداش جهاد رفتگان برخوردار شويم ؟ خداوند اين آيات را در پاسخ آنها نازل فرمود : إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ « 1 » بدين سان خداوند در برابر اين كارشان آنان را به دريافت پاداشى بزرگ اميدوار ساخت . در اين باره از زهرى و يزيد بن رومان از عروة بن زبير حديث رسيده است . ابن اسحاق گويد : يكى از افراد خاندان عبداللَّه بن جحش گفته است : پس از آن كه خداوند اين غنايم را حلال اعلام فرمود رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را پنج قسمت كرد : چهار پنجم را از آن كسانى كه غنيمت را به چنگ آورده‌اند و يك پنجم را ، از آنِ خدا و رسول قرار داد ، و بدين سان كارى را كه عبداللَّه بن جحش دربارهء اموال اين كاروان انجام داده بود رسميت بخشيد .

هامش
( 1 ) . بقره / 218 : آنان كه ايمان آورده و كسانى كه هجرت كرده و در راه خدا جهاد كرده‌اند ، آنان به رحمت‌خداوند اميدوارند ؛ و خداوند آمرزنده مهربان است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 433 | ابن شبة النميري / صابرى