محمد ، آنگاه به مروان گفت : مگر نديدى كه نزد تو رسول خدا صلى الله عليه و آله را نكوهش مىكند ؟ « 1 » 824 - حزامى براى ما نقل كرد و گفت : ابن وهب براى ما حديث كرد و گفت : ابن لهيعه از محمد بن عبدالرحمان نقل كرد كه گفته است : ابن اشرف ، آن دشمن خدا كه از بنى نضير بود از چنگ اين طايفه كناره گزيد و مدعى شد آنان را بر ضد رسول خدا صلى الله عليه و آله يارى نرسانده است . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز او را واگذاشت . اما او پس از چندى به هجو گويى آن حضرت و مؤمنان و نيز ستايش دشمن آنان ؛ يعنى قريش پرداخت و آنان را در برابر مسلمانان برمىانگيخت . او بدين هم بسنده نداشت و به نزد قريش رفت و آنان را در برابر رسول خدا صلى الله عليه و آله به يارى خواست . ابوسفيان و مشركان از او پرسيدند : شما را به خدا سوگند مىدهيم ، آيا آيين ما نزد خداوند محبوبتر است يا آيين محمد و يارانش ، و آيا از ديدگاه تو آيين ما راه يافتهتر و نزديكتر به حق نيست ؟ او در پاسخ به قرشيان گفت : شما از او راه يافتهتر و برتريد . سپس با رسول خدا صلى الله عليه و آله و اصحاب او دشمنى آشكار ساخت . در اين هنگام بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « چه كسى شر ابن اشرف را كم مىكند ؟ او دشمنى با ما و بدگويى از ما را آشكار ساخته ، نزد قريش رفته و آنان را بر جنگ با ما متحد كرده و اين همه را خداوند به من خبر داده است . او همچنين بدترين كارى را كه قريش از او انتظار داشته بر عهده گرفته است » . سپس پيامبر صلى الله عليه و آله اين آيات را كه خداوند بر او نازل كرده بود تلاوت فرمود : أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنْ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ تا پنج آيه « 2 » كه درباره او و نيز قريش است . « 3 » 825 - عمرو بن عاصم براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه ، از محمد بن اسحاق ، از زهرى ، از عبدالرحمان بن كعب بن مالك حديث كرد كه گفته است : يكى از منتهاى خداوند بر رسول خود منتى است كه دربارهء اين دو تيرهء از انصار ؛ يعنى اوس و خزرج بر او نهاد . اين دو تيره پيشتر ، هماره به سان دو قوچ به جان يكديگر مىافتادند .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 421
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٤٢١
هامش
( 1 ) . حديث مرسل و ضعيف است .
( 2 ) . نساء / 51 - 55 .
( 3 ) . حديث ضعيف و مرسل است . در سند آن ابن لهيعه است كه از نظر دقت و حفظ بر او خرده گرفتهاند .