تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩

822 - حزامى گفت : ابن وهب ، از حَيْوَة بن شُريح ، و ابن لهيعه ، از عقيل بن خالد ، از ابن شهاب نقل كرده‌اند كه گفت : عبدالرحمان بن عبداللَّه بن كعب بن مالك برايم حديث كرد كه كعب بن اشرف يهودى شاعر بود و رسول خدا صلى الله عليه و آله و اصحاب آن حضرت را هجو مىكرد و در شعر خود كافران قريش را بر ضد آنان برمىانگيخت . مدينه ، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به آن شهر مهاجرت فرمود ، آميخته‌اى از چند طايفه مردم بود : شمارى مسلمان بودند و دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را گرد هم آورده بود ، شمارى مشركان بت پرست بودند و شمارى نيز يهوديان كه دژ و بارو داشتند و هم پيمان اوس و خزرج بودند . رسول خدا صلى الله عليه و آله كه به مدينه آمده بود قصد برقرارى صلح و آرامش ميان اين تيره‌ها را داشت و وضع بدان گونه شد كه امكان داشت مردى مسلمان باشد و پدرش مشرك ، يا مردى مسلمان باشد و برادرش مشرك . در اين ميان يهوديان مدينه و مشركان ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و اصحاب او را به سختى آزار مىدادند . اما خداوند پيامبر صلى الله عليه و آله خود و مسلمانان را به بردبارى و خويشتندارى و گذشت در برابر اين آزارها فرمان داده بود خداوند در اين باره آيه نازل كرده بود : لَتَسْمَعُنَّ مِنْ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنْ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِيراً وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ « 1 » وَدَّ كَثِيرٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِكُمْ كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنفُسِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ الْحَقُّ فَاعْفُوا وَاصْفَحُوا حَتَّى يَأْتِىَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « 2 » از آنجا كه كعب از آزار رسول خدا صلى الله عليه و آله و آزار مسلمانان دست نمىكشيد رسول خدا صلى الله عليه و آله معاذ را در رأس گروهى پنج نفره فرمود به سراغ وى روند . آنان شبانگاه به سراى او در عوالى رفتند . كعب چون آنان را ديد در حالى كه مىترسيد چنين وانمود كرد

هامش
( 1 ) . آل عمران / 186 : و از كسانى كه پيش از شما به آنان كتاب داده شده و نيز از كسانى كه به شرك گراييده‌اند آزار بسيارى خواهيد شنيد . اما اگر صبر و پرهيزكارى كنيد اين از استوارى در كارهاست .
( 2 ) . بقره / 109 : بسيارى از اهل كتاب ، پس از آن كه حق بر ايشان آشكار شد ، از روى حسدى كه در وجودشان بود آرزو مىكردند كه شما را بعد از ايمانتان كافر گردانند . پس عفو كنيد و درگذريد تا خدا فرمان خويش را بياورد ، كه خدا بر هر كارى تواناست .