تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧

دوست دارى او را بكشم ؟ فرمود : « آرى » . به من اجازه بده تا بگويم . فرمود : « بگو » . پس محمد او را كشت . « 1 » 821 - گفت : ابن شهاب در سخنان خود گفت : به ما گفته‌اند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « خداوندا ! خود همان گونه كه مىخواهى ابن اشرف را به جاى من عهده‌دار شو و به حسابش برس » . محمد بن مَسْلَمَه كه شنيد گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، من او را عهده‌دار مىشوم . آيا او را بكشم ؟ فرمود : « آرى » . محمد به نزد خاندان خود روانه شد . در راه سلكان بن سلامه را در گورستان ديد كه نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرود . به او گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله مرا فرموده است كعب بن اشرف را بكشم . تو در روزگار جاهليت همدم او بودى و به غير تو اطمينان نخواهد كرد . او را براى من از سراى خود بيرون آور تا او را بكشم . سِلْكان گفت : اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله مرا بدين كار فرمان دهد انجام مىدهم . محمد [ همراه با سِلْكان ] نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله بازگشت . سلكان از آن حضرت پرسيد : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آيا تو به قتل كعب بن اشرف فرمان داده‌اى ؟ فرمود : « آرى » . گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله آيا آنچه در اين كار به ابن اشرف بگويم برايم رواست ؟ فرمود : « آنچه گويى بر تو حلال است » . پس سِلْكان ، محمد بن مسلمه ، عباد بن بشر بن وقش ، حارث بن اوس بن معاذ و ابوعبس بن جبر روانهء كار شدند . آنان در شبى مهتابى به نزد كعب رفتند و در سايهء تنه‌هاى نخل پنهان شدند . آنگاه سلكان به كنار دژ كعب رفت و صدا زد و او را خواست . كعب گفت : كيست ؟ سلكان گفت : اى ابوليلى ، ابونائله است - ابوليلى كنيهء كعب بود - زن كعب به او گفت : اى ابوليلى ، پايين مرو كه او تو را مىكشد . كعب گفت : او هيچ گاه جز به قصد خير نزد من نمىآمده است . و اگر جوانمرد را براى اين كه بر او خنجر زنند بخواهند بايد پاسخ دهد . كعب پايين آمد و چون درِ اقامتگاه را گشود ديگر بار پرسيد : تو كيستى ؟ گفت :

هامش
( 1 ) . بخارى ( 2510 ، 3031 ، 2032 و 4037 ) ، مسلم ( 1801 ) ، ابوداوود ( 2768 ) ، ابن هشام در سيره ( ج 2 ، صص 54 و 55 ) از ابن اسحاق و بدون سلسله سند بعدى و سرانجام ابن سعد در طبقات ( ج 2 ، صص 31 - 34 ) اين حديث را نقل كرده‌اند . ماجراى كشته شدن كعب همچنين در شرح المواهب ( ج 2 ، صص 8 و 14 ) و سيرة النبويه ابن كثير ( ج 3 ، صص 9 و 17 ) آمده است .