تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

ابن شهاب حديث كرد كه گفته است : كعب بن اشرف ، يكى از يهوديان بنى نضير بود كه با هجو كردن رسول خدا صلى الله عليه و آله را آزار رسانده بود . او نزد قريش رفت و از اين خاندان در مقابل محمد صلى الله عليه و آله يارى خواست . ابوسفيان بن حرب به او گفت : تو را به خداوند سوگند مىدهم ، آيا آيين ما نزد خداوند دوست داشتنىتر است يا آيين محمد ؟ و آيا ما كه شتران درشت كوهان را قربانى مىكنيم و اطعام مىكنيم و به مردم شير مىدهيم و تا گيتى برپاست مردم را خوراك مىرسانيم ، از ديدگاه تو راه يافته‌تر و به حق نزديك‌تر نيستيم ؟ او گفت : شما از او راه يافته تريد . كعب سپس در حالى كه مشركان را بر جنگ با رسول خدا صلى الله عليه و آله مصمم كرده و دشمنى و هجو را آشكار ساخته بود ، از مكه خارج شد . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « چه كسى شرّ كَعب را از سر ما كوتاه مىكند ؟ او دشمنى با ما و بدگويى ما را آشكار ساخته ، به ميان قريش رفته و آنان را به جنگ ما برانگيخته است و سپس زشت‌ترين كارى را كه قريش از او انتظار داشته براى آنان بر عهده گرفته و به ما برگشته و اينها همه را خداوند به من خبر داده است » . پيامبر صلى الله عليه و آله آنگاه آياتى را كه خداوند دربارهء او و اين كه چگونه است نازل كرده ، بر مسلمانان خواند . فرمود : أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنْ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا « 1 » و نيز آياتى ديگر به همراه آن كه خداوند دربارهء او و قريش نازل كرده است . « 2 » 819 - عبداللَّه بن رجاء براى ما نقل كرد و گفت : فضيل بن مرزوق ، از عطيه عوفى دربارهء « بالجبت و الطاغوت » پرسيد . گفت : جبت شيطان ، و طاغوت كعب بن اشرف است . 820 - ابن ابىوزير براى ما نقل كرد و گفت : سفيان بن عُيَيْنه ، از عمرو [ بن دينار ] ، از جابر نقل كرد كه گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « چه كسى شر كعب بن اشرف را از سر ما كوتاه مىكند ؟ او خدا و رسول خدا صلى الله عليه و آله را آزرده است » . محمد بن مَسْلَمه گفت . آيا

هامش
( 1 ) . نساء / 51 .
( 2 ) . حديث مرسل و حسن است .