تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥

816 - ابن ابىعدى ، از داوود ، از عكرمه ، از ابن‌عباس برايمان نقل كرد كه گفته است : چون ابن اشرف به مكه رفت قريش به دو گفت : آيا تو داناى مدينه و مهتر مردمان آنى ؟ گفت : آرى . گفتند : آيا اين بچهء بريده از قوم خود را نمىبينى كه ادعا مىكند از ما برتر است ، در حالى كه ما خدمتگزاران حاجيان و صاحبان مناصب سدانت [ پرده‌دارى ] و سقايتيم ؟ گفت : اما شما از او برتريد . پس اين آيه نازل شد كه : إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ « 1 » همچنين اين آيات نازل گشت : أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنْ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا * أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمْ اللَّهُ وَمَنْ يَلْعَنْ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً . « 2 » 817 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : يونس ، از شيبان ، از قتاده دربارهء آيهء يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ نقل كرده است كه گفت : به ما مىگفتند : جبت ، شيطان و طاغوت ، كاهن است . همو دربارهء آيه وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَؤُلَاءِ أَهْدَى مِنْ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا گفته : مقصود دشمان خدا كعب بن اشرف و حُيىّ بن اخطب است كه از اشراف يهود بنى نضير بودند و در موسم حج با قريش ملاقات كردند . مشركان از آنان پرسيدند : آيا ما راه يافته‌تريم يا محمد راه يافته‌تر ؟ ما كليدداران حرم و صاحبان منصب سقايت حاجيان و همسايگان حرميم . آنها در پاسخ گفتند : بلكه شما از محمد و اصحاب او راه يافته‌تريد . اين در حالى بود كه آنها خود مىدانستند دروغ مىگويند و اين گفته شان از سر حسادت ورزى نسبت به محمد و اصحاب اوست . پس خداوند در اين باره آيه نازل فرمود : أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً . « 3 » 818 - ابراهيم بن منذر براى ما نقل كرد و گفت : فليح بن محمد ، از موسى بن عقبه ، از

هامش
( 1 ) . كوثر / 3 : دشمنت ، خود بىتبار خواهد بود .
( 2 ) . نساء / 51 و 52 .
( 3 ) . حديث را طبرى در جامع البيان ( ش 9791 ) آورده است .