تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
800 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : على بن ثابت براى ما حديث كرد و گفت : عكرمة بن عمار برايمان نقل خبر كرد و گفت : ابوزميل عبداللَّه بن عبيد بن عمير برايم نقل كردند كه اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله ثمامه را كه آزاد بود و آهنگ پيكار با بنىقشير داشت گرفتند و در بند كردند و به عنوان اسير به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند . فرمود او را به زندان افكندند . سه روز او را در زندان نگه داشتند و آنگاه پيامبر صلى الله عليه و آله او را بيرون آورد و به وى فرمود : « اى ثمامه ، من يكى از اين سه كار را با تو انجام مىدهم : يا تو را مىكشم ، يا براى رهايى خود فديه مىپردازى و يا تو را بدون فديه آزاد مىكنيم . » او گفت : اگر بكشى پيشواى قومى را مىكشى . اگر فديه بخواهى آنچه خواهى بدهيم ، و اگر بدون فديه آزاد كنى سپاسگزارى را آزاد كرده‌اى . فرمود : « تو را آزاد كردم . گفت : مىتوانم بر هر دينى كه خواستم باشم ؟ فرمود : « آرى » . ثُمامه گويد : پس نزد زنى كه نزد او زندانى بودم ، رفتم و از او پرسيدم : اسلام آوردن چگونه است ؟ آن زن دستور داد برايم تشت آبى آوردند و غسل كردم . سپس آنچه را بايد بگويم به من آموخت . من آنگاه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفتم و گفتم : گواهى مىدهم كه خدايى جز اللَّه نيست و تو رسول خدايى . پس از آن به مكه رفتم . در مكه گفتم : اى مكيان ، من گواهى مىدهم كه خدايى جز اللَّه نيست و محمد بنده و فرستادهء اوست . از اين پس از يمامه برايتان هيچ گندم يا خرمايى نخواهد رسيد مگر آن كه به خدا و رسول او ايمان آوريد . در پى اين سخن مشركان از مكه به رسول خدا صلى الله عليه و آله نامه نوشتند و آن حضرت را به خداوند و خويشاونديى كه داشتند سوگند دادند كه اجازه نفرمايد مكه حرم خدا و جايگاه امن الهى در مواد غذايى تحريم شود . من به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدم . فرمود : « اى ثُمامه ، مسلمانان را نتوان به قصاص كافر كشت . اما تو ، به ميان خاندانت برو و آنان را به اسلام فرا خوان . آنگاه همراه با كسانى به دعوتت پاسخ گفتند و با تو همراه شدند آهنگ بنى قشير كن . اما با آنها به جنگ مپرداز ، مگر اين كه آنان را به گواهى دادن به اين كه خدايى جز اللَّه نيست و محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله است ، دعوت كنى ، اگر پس از آن دعوت با تو بيعت كردند ريختن خونشان بر تو حرام است ، ولى اگر با تو بيعت نكردند با آنان بجنگ . » ثمامه به ميان خاندان خود رفت ، آنان را به اسلام دعوت كرد و آنها نيز اسلام