كس اين نيز نتواند شصت بينوا را خوراك دهد .
پس رسول خدا صلى الله عليه و آله به من فرمود : « به او بگو يك برده آزاد كند » گفتم : او بردهاى ندارد كه آزاد كند . فرمود : « پس دو ماه روزه بگيرد » گفتم او پيرمرد است و قدرت روزه ندارد . فرمود : « پس صدقه بدهد » . گفتم : چيزى ندارد . فرمود « من نيمى از خرما را خواهم داد » . گفتم : من نيز نيمى ديگر به او كمك خواهم كرد . فرمود : « كارى درست مىكنى » .
به اندازهء خوراك سى نفر خرما او كمك كرد و به اندازهء سى نفر نيز من كمك كردم و از جانب شوهرم شصت بينوا را خوراك دادم ، به هر بينوايى يك صاع خرما . « 1 »
داستان ابن صائد
768 - ابن ابىجهينه براى ما نقل كرد و گفت : على بن منصور ما را حديث كرد و گفت : عبدالواحد بن زياد براى ما حديث آورد و گفت : حارث بن حصيره ، از زيد بن وهب نقل كرد كه گفته است : از ابوذر شنيدم كه مىگويد : اگر ده سوگند بخورم كه ابنصياد همان دجال است ، برايم بهتر از آن است كه يك سوگند بر خلاف اين بخورم ؛ چه ، خود در اين باره از رسول خدا صلى الله عليه و آله چيزى شنيدهام ؛ او مرا نزد مادر صياد فرستاد و فرمود : از او بپرس چند ماه اين كودك را آبستن بوده است ؛ از او پرسيدم و گفت : دوازده ماه بوده كه او را در شكم داشتهام . نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برگشتم و اين را به او خبر دادم . فرمود : از او بپرس به هنگام به دنيا آمدن چگونه گريه كرده است ؟ [ از او پرسيدم و ] گفت : چنان گريه كرده
هامش
( 1 ) . ابوداوود ( 2214 و 2215 ) ، احمد ( ج 6 ، ص 410 ) ، بيهقى ( ج 7 ، ص 389 ) ، طبرى در جامع البيان ( ش 33724 ) ، واحدى در اسباب النزول ( ش 791 ) و نيز سيوطى در درّالمنثور ( ج 6 ، ص 179 ) آن را نقل كردهاند . سيوطى همچنين نقل آن را به طبرانى ، ابن منذر و ابن مردويه نسبت داده است .
ابن اسحاق در اين سند به سماع حديث از راوى پيش از خود تصريح كرده است . راويى كه وى از او حديث شنيده ، معمر بن عبداللَّه بن حنظله است كه دربارهء او در تهذيب آمده است : ابن حبان او را در شمار راويان ثقه آورده و حديث او را در صحيح خود نقل كرده و در اين حديث نيز به سماع ابن اسحاق از او تصريح شده است . قطان دربارهء او مىگويد : مجهول الحال است . ذهبى نيز از اين نظر پيروى مىكند و مىگويد : تنها ابن اسحاق از او حديث نقل كرده است .