تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١

صدقه بده ؛ شصت بينوا را خوراك ده » . گفتم : سوگند به آن كه تو را به حق برانگيخته است ، ما همين ديشب بىشام سر بر بالش نهاديم . فرمود : « نزد ناظر وقف بنى زريق برو و به او بگو تا اين مبلغ را در اختيارت قرار دهد و آنگاه خود با اين مال [ شصت وَسْق خرما ] به شصت بينوا اطعام كن و باقيمانده را هم براى خود بردار » . [ گويد : نزد طايفه خود برگشتم و گفتم : نزد شما سختگيرى و بدانديشى ديدم ، اما نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله گشايش و بركت . او فرموده است از حاصل اوقاف شما به من دهند . آنچه را او فرموده است به من بدهيد . آنان نيز آنچه را رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود بود به من دادند ] « 1 » 764 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : يونس بن محمد براى ما حديث كرد و گفت : يونس بن محمد براى ما حديث كرد و گفت : شيبان ، از قتاده نقل كرده كه دربارهء آيه قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتى تُجادِلُكَ في زَوْجِها وَ تَشْتَكى الَى اللَّهِ « 2 » گفته است : به ما گفته‌اند : آن زن خويله دختر ثعلبه ، همسر اوس بن صامت بوده است كه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمده و از همسر خود شكايت كرده و خداوند نيز اين آيه را درباره ماجراى او فرو فرستاده است . « 3 » 765 - عبدالأعلى بن حماد براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه براى ما حديث آورد و گفت : هشام بن عروه ، از پدرش ، از عايشه نقل كرد كه جميله همسر اوس بن صامت بود و همسرش نيمه جنونى داشت . يك روز كه ديوانگىاش شدت يافت با

هامش
( 1 ) . ابوداوود ( 2213 ) ، ترمذى ( 3299 ) ، ابن ماجه ( 2062 ) ، احمد ( ج 4 ، ص 73 ) و حاكم ( ج 2 ، ص 203 ) اين حديث را نقل كرده‌اند . حاكم درباره اين حديث گفته : بر شرط و شيوهء مسلم صحيح است ، اما او و بخارى آن را نقل نكرده‌اند . ذهبى نيز بر همين ديدگاه حاكم است . ترمذى گفته : حديثى حسن است . محمد گفته : از ديدگاه من سليمان بن يسار از سلمة بن صخر حديث نشنيده است . يادآور مىشود : سند اين حديث مشتمل بر محمد بن اسحاق نيز هست . او اهل تدليس است و اين حديث را مضعن نقل كرده است . همچنين ناگفته نماند آنچه ميان دو قلاب قرار گرفته به استناد منابعى است كه اين حديث را نقل كرده است .
( 2 ) . مجادله / 1 .
( 3 ) . طبرى در جامع البيان ( ش 33715 و 33716 ) ، اين حديث را از طريق سعيد ، از قتاده به همين مضمون نقل كرده است .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 371 | ابن شبة النميري / صابرى