كرد و گفت : سفيان ، از عمرو بن دينار ، از جابر حديثى همانند نقل كرده است . « 1 » 737 - گفت : سفيان از ابوهارون مدنى نقل كرده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله دو پيراهن داشت و همان پيراهن زيرين را كه با بدنش تماس داشت بر او پوشاند . « 2 » 738 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : ابوهلال ما را حديث كرد و گفت : محمد براى ما نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر عبداللَّه منافق نماز خواند . راوى گويد : عمر بعدها خود را نكوهيد و گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله بر اصحاب خود مهرمى ورزد و من او را باز مىدارم ! « 3 » 739 - حازم براى ما نقل كرد و گفت : حماد بن سلمه ، از يسار بن سائب ، از عامر شعبى حديث كرد كه عمر گفته است : من در كار اسلام به لغزشى گرفتار شدم كه هرگز به مانند آن گرفتار نشده بودم ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله قصد داشت بر عبداللَّه بن ابى نماز بخواند و من جامه او را گرفتم و گفتم : خداوند تو را چنين فرمان نداده است . خداوند فرموده است : اسْتَغْفِرْلَهُمْ اولا تَسْتَغْفِرْلَهُمْ انْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ . « 4 » پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « پروردگارم مرا مخير داشته و فرموده است : انجام بده يا انجام نده . » راوى گويد : پيامبر صلى الله عليه و آله بر كنار قبر نشست و مردم به فرزند عبداللَّه بن ابىّ مىگفتند : اى حباب ، چنين كن ، اى حباب چنان كن . پيامبر صلى الله عليه و آله كه شنيد فرمود : « حبان نام يك شيطان است » . آنگاه او را عبداللَّه ناميد . « 5 » 740 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : حزامى براى ما حديث كرد و گفت :
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٣٥٣
هامش
( 1 ) . حديث داراى سندى خوب است . منابعى كه آن را نقل كردهاند در شمارهء پيشين گذشت .
( 2 ) . حديث معضل و ضعيف است ؛ ابوهارون مدنى كه نام وى عمارة بن جون است به گفتهء ابن حجر در تقريب راويى متروك است كه از او دروغ سراغ دارند .
( 3 ) . سند حديث حسن است ، محمد بن بشار بن عثمان عدى ، از رجال اين حديث و مشهور به بندار ، به گفته ابن حجر در تقريب راويى ثقه است .
( 4 ) . توبه / 80 .
( 5 ) . حديث مرسل و حسن است و حديث پسين آن را گواهى مىكند .