سپس اين آيه نازل شد : وَلَا تُصَلِّ عَلَى أَحَدٍ مِنْهُمْ مَاتَ أَبَداً وَلَا تَقُمْ عَلَى قَبْرِهِ » . « 1 » 730 - غندر براى ما نقل كرد و گفت : شعبه ، از ابوبشر ، از سعيد بن جبير حديث كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله به عيادت عبداللَّه بن ابى رفت و از او پرسيد : اى ابوحُباب ، دوستى با يهوديان تو را چه سودى بخشيد ؟ عبداللَّه گفت : ورقه نيز آنان را دوست مىداشت . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « ورقه خدا و رسول او را دوست مىداشت » . عبداللَّه به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت : يكى از جامههاى خود را به من ده . پيامبر صلى الله عليه و آله نيز جامهاى به او داد . او گفت : همان پيراهنى را به من ده كه به بدن تو خورده است پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همان پيراهن را به او داد . « 2 » 731 - مسلمة بن ابراهيم براى ما نقل كرد و گفت : ابواشهب براى ما از حسن حديث كرد كه عبداللَّه بن ابى از پيامبر صلى الله عليه و آله پيراهنى خواست و پيامبر صلى الله عليه و آله پيراهن خود به او داد . گفتند : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، پيراهن خود را به عبداللَّه بن ابى دادى ؟ فرمود : « شما چه مىدانيد . شايد خداوند [ به همين كار ] فلان تعداد از بنى خزرج را به آيين اسلام بگرواند » . « 3 » 732 - وهب بن جرير براى ما نقل كرد و گفت : پدرم برايم نقل كرد و گفت : از حسن شنيدم كه مىگويد : عبداللَّه بن ابَى از پيامبر صلى الله عليه و آله خواست پيراهن خود را به او دهد تا او در آن كفن شود و پيامبر صلى الله عليه و آله نيز آن پيراهن را به او داد . عمر گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، آيا پيراهن خود را به اين منافق مىدهى تا در آن كفن شود ؟ فرمود : « اى پسر خطاب ، تو چه مىدانى ! بر من هيچ گناهى نيست كه دلهاى بنى نجار را به واسطهء همين پيراهن خود به اسلام متمايل سازم » . « 4 » 733 - محمد بن حاتم براى ما نقل كرد و گفت : هشيم ، از مغيره ، از شعبى ما را حديث كرده كه گفته است : چون عبداللَّه بن ابى در بستر مرگ افتاد فرزندش به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله روانه
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 351
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٣٥١
هامش
( 1 ) . توبه / 84 : و هرگز بر هيچ مردهاى از آنان نماز مگزار و بر سر قبرش نايست .
حديث مرسل و ضعيف است .
( 2 ) . حديث مرسل و حسن است .
( 3 ) . حديث مرسل و ضعيف است .
( 4 ) . حديث مرسل و ضعيف است .