مىكرد . پس توبه [ اى كه در آيه از آن سخن به ميان آمده ] تنها براى اوست . « 1 » 725 - عمرو بن عون براى ما نقل كرد و گفت : هشيم ، از زكريا ، از عامر دربارهء زنى كه در مورد شوهرش [ با رسول خدا صلى الله عليه و آله ] مجادله كرده بود نقل كرد كه او خوله دختر حكيم بوده و مادر او نيز معاذه ؛ و او همان است كه كنيز عبداللَّه بن ابىّبن سلول بود و وى او را به دامن آلودن وامىداشت ، و توبه تنها از او پذيرفته است ، نه از عبداللَّه ، آنجا كه فرمود : فَانَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ اكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحيمٌ . « 2 » 726 - ابىبن ابىوزير براى ما نقل كرد و گفت : سفيان ، از عمرو ، از عكرمه نقل كرد كه گفته است : مسيكه « 3 » كنيز عبداللَّه بن ابىّ بود و وى او را به دامن آلودن وامىداشت . او خود گفته است : اگر آن كارى شايسته بود كه فراوان انجام دادم و اگر هم نبود اكنون وقت آن رسيده كه آن را واگذارم . پس اين آيه نازل شد : وَلا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ . » « 4 » 727 - حبان براى ما نقل كرد و گفت : يزيد - مقصود ابن زريع است - براى ما حديث كرد و گفت : محمد بن اسحاق ، از عمر بن ثابت برايمان نقل كرد كه گفته است : معاذه كنيز عبداللَّه بن ابىّ و از مسلمانان بود . عبداللَّه او را به دامن آلودن وا مىداشت . پس خداوند اين آيه را فرو فرستاد : وَلا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ » . « 5 » 728 - حبان براى ما نقل كرد و گفت : يحيى بن سعيد ما را حديث كرد و گفت : از اعمش شنيدم كه گفته است : بوسفيان دربارهء آيه وَلا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ » از جابر نقل كرده است كه گفت : عبداللَّه بن ابى كنيزى به نام مسيكه داشت و او را به دامن آلودن وادار مىكرد . پس خداوند اين آيه را نازل كرد : وَلا تُكْرِهُوا فَتَياتِكُمْ عَلَى الْبِغاءِ انْ ارَدْنَ
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 349
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٣٤٩
هامش
( 1 ) . چنان كه در تفسير ابن كثير ( ج 4 ، ص 287 ) آمده ، ابن ابىحاتم نيز در تفسير خود اين حديث را نقل كرده است .
( 2 ) . تكرار حديث پيشين است .
( 3 ) . در متن ابن شبه اين نام « مسلمه » ، ضبط شده ، اما با غايت به ديگر روايتها همين ضبط كه ما برگزيدهايميعنى مسيكه درست است .
( 4 ) . حديث مرسل و حسن است . ابن جرير ( ش 26075 ) آن را آورده است .
( 5 ) . منابع اين حديث همان است كه در ذيل شمارهء 723 گذشت .