تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧

خبر را به رسول خدا صلى الله عليه و آله رساندند . عمر به آن حضرت گفت : اى پيامبر خدا ، معاذ را بفرماى تا اين منافق را گردن زند . اما پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « مباد مردم بگويند محمد اصحاب خود را مىكشد . » « 1 » 722 - مسلم بن ابراهيم براى ما نقل كرد و گفت : عقبة بن ابىصهباء براى ما حديث كرد و گفت : از محمد بن سيرين شنيدم كه مىگفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله از جهاد باز مىگشت كه ميان مردى از انصار و مردى از قريش بگو مگوى درگرفت و با هم درگير شدند و كار بدان جا رسيد كه هر كدام گروهى از ياران و هم طايفه‌هاى خويش را به يارى خواستند . خبر به عبداللَّه بن ابى رسيد . فرياد زد : كسى كه هيچ طايفه‌اى ندارد بر طايفه من چيره شده است ! هان ، به خداوند سوگند اگر به مدينه برگرديم آن‌كه عزيزتر است آن را كه خوارتر است از شهر بيرون براند . اين خبر به عمر بن خطاب رسيد . شمشير خود را برداشت و دوان دوان به سوى او روانه شد . در راه آيه يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَىِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ « 2 » را به ياد آورد و به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله برگشت . پيامبر صلى الله عليه و آله از او پرسيد : « عمر ! تو را چه خبر است ؟ گويا خشمگينى ! » گفت : نه . فقط اين هست كه اين منافق عربده مىكشد و مىگويد : كسى كه هيچ طايفه‌اى ندارد بر طايفه من چيره شده است ! اگر به مدينه برگرديم آن كه عزيزتر است آن را كه خوارتر است از شهر بيرون براند . پيامبر صلى الله عليه و آله از او پرسيد : « اى عمر ، چه قصد داشتى ؟ » گفت : مىخواستم با شمشير بر بالاى سر او بايستم تا خاموش شود . فرمود : « اين كار را نكن بلكه به سپاهيان خبر ده آمادهء كوچيدن شوند » . عمر بانگ زد كه آماده شوند » . عمر بانگ زد كه آماده شويد و روانه شويد . درفاصلهء يك روزمانده تامدينه ، فرزندعبداللَّه‌بن ابىّ شتاب گرفت ودرجايىكه همه راه‌هاى ورودى مدينه [ از آن سمت ] به همديگر مىرسيد شتر خويش را خواباند و توقف كرد - سپس مردم آمدند و از راه‌هاى مختلفى روانه شهر بودند - تا آن كه پدر وى عبداللَّه بن ابىّ رسيد . فرزند عبداللَّه به وى گفت : نه ، به خداوند سوگند حق ندارى به

هامش
( 1 ) . حديث تكرار همان مضمون حديث شماره 718 است .
( 2 ) . حجرات / 1 : اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، در برابر خدا و پيامبرش در هيچ كارى پيشى مجوييد .