تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩

يَرُدُّونَكُمْ مِنْ بَعْدِ ايمانِكُمْ كُفّاراً حَسَداً « 1 » پيامبر صلى الله عليه و آله در بخشودن و عفو ، همان فرمانى را كه خداوند داده بود عملى مىساخت ، تا آن هنگام كه خداوند اجازه بر خورد با آن مشركان و اهل كتاب را داد . پس از غزوهء بدر و هنگامى كه خداوند شمارى از سران كافر قريش را به هلاكت رسانده بود ابن ابىّ بن سَلُول و ديگر مشركان بت پرست همراه او گفتند : اين كارى است كه از جانب خداوند بدان توفيق و فرمان يافته است . پس با رسول خدا صلى الله عليه و آله بر آيين اسلام بيعت كردند و بدين آيين در آمدند . « 2 » 712 - احمد بن عبدالرحمان قرشى براى ما نقل كرد و گفت : وليد بن مسلم براى ما حديث كرد و گفت : سعيد بن عبدالعزيز و برخى از ديگر شيوخ دمشق ، از زهرى ، از عروه ، از اسامة بن زيد نقل كرده‌اند كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله روزى بر الاغى كه پالانى داشت و بر روى پالان قطيفه‌اى فدكى انداخته بودند سوار شد و اسامة بن زيد را نيز پشت سر خود نشاند تا با هم به عيادت سعد بن‌ابى عباده در محلهء بنى حارث بن خزرج بروند . راوى در ادامه ، همان حديث پيشين را نقل كرد تا آنجا كه گفته است : و خداوند به واسطهء آن حقى كه بر تو نازل كرد او را از اين جايگاه بىبهره ساخت . « 3 » 713 - حبان بن بشر براى ما نقل كرد و گفت : يحيى بن آدم ، از ابوبكر بن عياش ، از كلبى ، از ابوصالح ، از ابن عباس حديث كرد كه در تفسير آيهء وَ انْ طائِفَتانِ مِنَ المُؤمِنينَ اقْتَتَلُوا فَاصْلِحُوا بَيْنَهُما فَانْ بَغَتْ احْدَيهُما عَلَى الْاخْرى فَقاتِلُو الَّتى تَبغِى حَتّى تفىءَ الى امرِ اللَّهِ « 4 » گفته است : رسول خدا صلى الله عليه و آله سوار بر الاغ خود روانه جايى بود . در ميانهء راه نزد عبداللَّه بن ابىّبن سلول ، از بنى حبلى توقف كرد . در اين هنگام از الاغ بويى خارج شد .

هامش
( 1 ) . بقره / 109 : بسيارى از اهل كتاب ، پس از اين كه حق بر ايشان آشكار شد ، از روى حسدى كه دروجودشان بود آرزو مىكردند كه شما را بعد از ايمانتان كافر گردانند .
( 2 ) . ابن هشام در سيره ( ج 2 ، صص 586 و 587 ) به نقل از ابن اسحاق و نيز واقدى در مغازى ( ج 1 ، صص 177 - 179 ) اين حديث آورده است .
( 3 ) . ابن هشام در سيره ( ج 2 ، ص 588 ) اين حديث را از اين اسحاق به طريق او روايت كرده است .
( 4 ) . حجرات / 9 : اگر دو طايفه از مؤمنان با همديگر بجنگند ميان آن دو اصلاح دهيد و اگر يكى از آنها برديگرى تعدى كرد ، با آن كه تعدى مىكند بجنگيد تا به فرمان خدا باز گردد .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 339 | ابن شبة النميري / صابرى